194صداها براى آن است كه شتران، نالۀ فرزند «ناقۀ صالح» را كه در آن كوهها پنهان است نشنوند و نميرند.
ادامۀ راه، اغلب سنگستان و ريگستان و داراى لغزشگاهها است. از ساعت 5/2 ظهر تا ساعت 9 آنجا مانديم، بقيۀ آن روز و شب را راه سپرديم تا ساعت 3، فردايش به «معظم» رسيديم. ميان اين دو محلّ، حدود 17 ساعت راه بود و قلعهاى بزرگ و بركهاى داشت كه از آب باران پر مىشد، امّا آن موقع، آب نداشت.
در ادامۀ مسيرمان به «اخضر» رسيديم، با 21 ساعت پيمودن راه.
راه طولانىِ ميان «مدائن صالح» تا اخضر را، كه 60 ساعت طول كشيد، در سه مرحله طى كرديم و براى اين مسير، از مدائن آب برداشته بوديم. در اخضر هم قلعهاى از آن نظاميان بود كه وسط آن آب شيرينى بود. آب از چاهى كشيده مىشد و در بركهاى بزرگ مىريختند و حجّاج وقتى مىرسيدند، بركه پرآب بود، وقتى مىرفتند، آب بركه تمام شده بود و به همين خاطر، ازدحامى هم آنجا پيش نمىآمد. آنجا را شايد به خاطر همين سبزهها و آب، «اخضر» مىگفتند.
آن روز و آن شب را آنجا مانديم، سپس به طرف «ظهر المغر» و از آنجا به سوى «تبوك» حركت كرديم. تبوك، شهرى مسكونى، داراى چاههاى آب شيرين بسيار و نخلستانها بود. از آنجا گوشت و روغن و كره به قيمت ارزان خريديم. . . تبوك، همانجاست كه رسول خدا «ص» به آنجا لشكركشى كرد، امّا درگيرى پيش نيامد. در آنجا مسجدى است كه مىگويند پيامبر در آن نماز خوانده است. قلعهاى ديدنى هم دارد، كه بر سردر آن روى كاشى نوشته شده است طبق فلان دستور سلطان محمد خان (از فرزندان عثمان) در سال 1064 ساخته شد. در آنجا خانههايى ويران و مزرعههاى گندم و جو وجود داشت.