79ريختن خون حيوان به قصد تقرّب است، ذبح را واجب مىشمارند و خداوند، بندگانش را به هر چه بخواهد متعبّد مىفرمايد. حالا، آنان حكمت و فلسفۀ آن را دريابند يا نه؛ چنانكه مقتضاى عبوديّت، در مورد عدد ركعات نماز و مقدار زكوة و كفّارهها، امتثال امر است، اعم از اين كه معانى آنها ادراك بشود و در عقل انسان بگنجد يا نه.
ضمن آنكه برخى فوايد و حكمتها براى بشر معلوم است؛ زيرا در عمل ذبح، فداكارى ابراهيم خليل و فرزندش اسماعيل، به ياد مىآيد و اين ياد، مردم با ايمان را به فداكارى برمىانگيزد. علاوه از اينكه چنين كارى، سرّ اقتصادى دارد و بدينوسيله ساكنان باديه، به نوا مىرسند و اين راز دعاى ابراهيم - عليهالسّلام - است.
بنابراين، مسلمانان نبايد به فكر جايگزينى پول نقد به جاى هدى و قربانى باشند. چنين عملى باب تغيير و تبديل بسيارى از احكام را باز مىكند و تزلزل به همۀ احكام اسلام راه پيدا مىنمايد.
اين مطلب مىماند كه مىگويند گوشتهاى قربانى در منى مىمانند و متعفّن مىشوند و يا آنها را مىسوزانند و اين كار خواه نا خواه اتلاف و تضييع مال است. و به نظر ما اين وضع، نتيجۀ نبودن برنامه و بىتوجهى به احكام شريعت است و الا همه احكام شرع به نفع بشريّت مىباشد؛ زيرا اولاً: اسلام از همه حاجىها، قربانى نخواسته است و ثانياً: آنجا كه ذبح قربانى را واجب كرده، ذبح را در خصوص منى لازم ندانسته است و ثالثاً: در مورد وجوب قربانى در منى، آن را فقط در روز اوّل لازم نمىداند بلكه در همه ايام نحر و همه جاى حرم جايز مىشمارد و در بقيّه موارد هم حاجى، ميان ذبح و غير آن مثل صدقه و روزه، مخيّر مىباشد.
پس اگر حاجيان، احكام شرع را بخوبى بشناسند و بويژه در مورد خون و ذبخ، به وظيفۀ خود بطور مشخّص عمل كنند؛ مثلاً آن حاجى و زائرى كه ذبح قربانى بر او مستحب است، صدقۀ نقدى دهد و آنكس كه قربانى بر او واجب است با انتخاب بهترين حيوان، آن را ذبح نمايد و اين كار را در روزها و جاهاى مختلف انجام دهند و با دقّت و حوصله، گوشت قربانى را ميان بينوايان توزيع و تقسيم كنند، مشكل باقى نمىماند كه در حل آن درمانند.
متأسفانه! ما عادت كردهايم كه وضعى بد و ناخوش بوجود آورده، آنگاه به فكر تغيير شريعت مىافتيم و حكم و دستور اسلام را زشت قلمداد مىكنيم و در حدود انكار اصل حكم خدا برمىآييم و با استحسان و نظرات من عندى داورى مىنمائيم.
در پايان، به صراحت مىگويم اگر گوشت قربانىها، اضافه از اندازۀ مصرف است و آنها روى هم انباشته مىشوند و در معرض فساد و تباهى قرار مىگيرند چاره اين وضع آنست