183را از آنان گرفته، در شِعْبِ اَبىٖطٰالب محصورشان نمودند. فرستادۀ وليدبن مُغَيْره در ميان قريش فرياد مىزد: هر مردى از اينها را براى خريد جنسى يافتيد بر قيمت آن بيافزاييد. در چنين شرايطى ابوطالب فرزند برادرش (پيامبر - ص -) و فرزندان برادر و پيروان آنها را در شِعْبِ ابىطالب گردآورد.
آنان سه سال در شِعْبِ ماندند، سرانجام وضعيّت بحدّى برآنان سخت شد كه صداى فرزندانشان، كه از شدت گرسنگى مىگريستند، از بيرون شِعْبِ شنيده مىشد. . .54
زمانىكه ابوطالب احساس كرد مشركان قريش براى كشتن رسول خدا - ص - متحد شدهاند، فرزندان عبدالمطلب را جمع نموده، دستور داد تا رسول خدا را درون شِعْبِ خود جاى دهند، او حفاظت كنند. . . پس بنىهاشم سه سال در شِعْبِ خويش ماندند. . .
شب هنگام كه همه به خواب مىرفتند ابوطالب رسول خدا - ص - را از بستر بيرون برده، يكى از فرزندان يا برادران و يا پسرعموهاى خود را به جاى آنحضرت مىخوابانيد تا پيامبر از توطئۀ احتمالى دشمن جان سالم بدر برد.55
پس بنىهاشم به شِعْبِ ابىطالب كه امروزه به شِعْبِ على معروف است پناه آوردند، بنوالمطلب نيز جز ابولهب به آنان پيوستند، شرايط در شِعْبِ به اندازهاى سخت شد كه محاصره شدگان از برگ درختان استفاده مىكردند. . .56
خديجه اموال فراوانى داشت كه همه را در شِعْبِ به نفع رسول خدا - ص - خرج نمود. بنىهاشم، تنها در موسم، از شِعْبِ خارج شده، خريد و فروش مىكردند.
گاهى نيز مردم مكّه از سوى قريش تهديد مىشدند كه: اگر كسى در مكه چيزى به بنىهاشم بفروشد اموالش غارت مىشود.57
ابن سعد (م 230 ه. ق) مىنويسد:
شب اول محرم سال هفتم بعثت، بنىهاشم در شِعْبِ ابيطالب محاصره شدند و همگى - به جز ابولهب - به شِعْبِ ابيطالب درآمدند. . .58
تعدادى از محاصره شدگان از گرسنگى جان باختند.59
گاهى نيز على بن ابىطالب - ع - مخفيانه از شِعْبِ خارج شده، غذا و امكانات تهيه و آن را با خود به درون شِعْبِ مىآورد.60
مردان همراه پيامبر - ص - در