182فاصله دارد.
محاصره پيامبر - ص - و ياران درشِعْبِ ابىطالب
محمدبن اسحاق (م 153 ه. ق) و ديگر سيرهنويسان گويند، چون قريش ديدند كه اصحاب رسول خدا - ص - در سرزمين حبشه در كمال امنيت و آرامش قرار دارند و نجاشى هم ايشان را گرامى داشته و از آنها دفاع مىكند و از سوى ديگر حمزة بن عبدالمطلب، و عمر نيز مسلمان شدهاند و اسلام در قبايل آشكار مىگردد، جمع شدند و به چارهانديشى پرداختند و تصميم گرفتند پيمان نامهاى بنويسند و متعهد شوند كه از بنىهاشم و بنىمطلب زن نگيرند و به آنها زن ندهند و نيز چيزى به آنها نفروشند و چيزى از آنها نخرند.
پس از اينكه جمع شدند، پيماننامه نوشتند و بر آن جمله موافقت كردند و سپس براى تأكيد، پيماننامه را از سقف كعبه آويختند.52
مشركان بنىهاشم را در اول ماه محرم سال هفتم بعثت تحريم كرده، اعلام داشتند هيچكس حق معامله، ازدواج و معاشرت با آنان را ندارد، نامۀ تنظيم شده در اين زمينه را - كه چهل نفر امضاء كرده بودند - شخصى به نام منصور بن عكرمه نوشت كه با نفرين پيامبر - ص - دستش فلج شد.
بدنبال آن تمامى بنىهاشم - مسلمان و كافر - جز ابىلهب، و ابوسفيان بن حارث بن عبدالمطلب وارد شِعْبِ شده، آنجا اجتماع كردند. فرزندان مطلب بن عبد مناف كه چهل نفر بودند از شِعْبِ حراست نموده، شب و روز به نگهبانى آن مشغول بودند و در طول سال جز موسم حج در ماه ذىالحجه، و عمره در ماه رجب از آنجا بيرون نمىآمدند. قريش از ورود خواروبار به شِعْبِ جلوگيرى كرده، فقط مقدار كمى بصورت پنهانى به دست محاصره شدگان مىرسيد كه كفافشان را نمىداد. در نتيجه وضعيت سخت شد؛ به شكلى كه مردم صداى گريه بچهها را از بيرون شِعْبِ مىشنيدند و اين دوران سختترين لحظات زندگى پيامبر - ص - و اهل بيت بزرگوارش در مكه بود.53
كازرونى در مُنْتَقىٰ و غير آن آورده است: . . . بدنبال نوشتن عهدنامه، مشركان آزار فرزندان عبدالمطلب را آغاز نموده، اعلام كردند تنها راه سازش ميان ما و شما كشتن پيامبر - ص - است، در هر كوى و برزنى مسلمانان را كتك مىزدند و حق عبور از بازارها