106بهراسف نياى اردشير فرزند بابك بود كه پدر و سرسلسله پادشاهان ساسانى است و همه ساسانيان به او بازمىگردند، هم چنانكه ملوك مروانى به «مروان بن حكم» انتساب دارند و خلفاى عباسى نسبت به «عباس بن عبدالمطلب» مىبرند. وقتى «ساسان» به كعبه درآمد، پيرامون خانه به طواف پرداخت و بر چاه و اسماعيل به زمزمه آواز خواند. گويند: آن چاه را، از آن رو، «زمزم» خوانند كه او و ديگر ايرانيان پيرامون آن چاه زمزمه مىكردند. اين نامگذارى بيانگر اين است كه اين كار فراوان روى مىداده است و شاعرى كهن در اين زمينه چنين سروده است:
زمزمت الفرس على زمزم
وذاك من سابقها الأقدم
«ايرانيان بر سر زمزم، كه زمزمه آواز مىخوانند و اين كار از روزگاران قديم بين آنان رايج است» .
پس از طلوع اسلام، يكى از شاعران ايران به اين موضوع باليده و ضمن قصيدهاى گويد «ما از دير زمان، پيوسته به حج خانۀ خدا مىآمديم و همديگر را در بيابان، در امان ديدار مىكرديم و ساسان فرزند بابك راهها پيمود تا به بيتالعتيق درآمد و به دستور آئين خود، آنجا را طواف كرد و نزد چاه اسماعيل كه تشنگان را سيراب مىكند به زمزمه آواز خواند» .
در آغاز آن زمان، ايرانيان، مالها و گوهرها به آستان كعبه پيشكش كردند و ساسان فرزند بابك، دو آهوى زرّين و جواهرات و شمشيرها و طلاى بسيار تقديم آن آستان كرد و بعدها آن را در چاه زمزم افكند.2
غيرصائبين از ايرانيان نيز، كعبه را محترم مىشمردند و بر اين عقيده بودند كه روان «هرمز» در آن حلول كرده است و نزد كعبه حج مىگذاشتند.
يهود نيز اين خانه را محترم مىشمردند و در آن، خداى را به دين ابراهيم - ع - مىپرستيدند و عبادت مىكردند و در آن، تصويرها و تمثالها بود. از جمله تمثال ابراهيم و اسماعيل - عليهماالسلام - با تيرهاى قمار كه در دست داشتند. و تصوير مريم عذرا و مسيح - ع -. عرب نيز در آن خانه 360 بت داشت.
گويند نخستين كسى كه بتان را در خانه قرار داد. (عمرو بن لحى) بزرگ قوم خزاعه بود كه چون ولايت كعبه را بدست گرفت، همانند كارى كه بتپرستان با بتان خود مىكنند، عمل