138خود ديده و رسيده و از روى تحقيق و حقيقت مرقوم نمودم. مجملى از مفصل از آداب و رسوم اهل آن سرزمين و اماكن مشرّفه و حركت حاج از بغداد و شام و بستن حمل و قواعد آن لازم است كه به رشتۀ بيان آورم. به جهت اطلاع محبان و آن مشتمل بر چند فصل:
فصل اول؛ در آداب و رسوم عتبات عاليات و نجف اشرف و كاظمين - عليهما السلام - و سُرَّ مَن رَأى و شهر بغداد است.
[بغداد]
شهر بغداد شهرى است در نهايت معمورى. بغداد نو و كهنه است؛ نصفى كه به قبلۀ شط است، او را كهنه گويند، و نصفى كه به شمال شط است آن را نو گويند. آبادى و معمورى نو آن بيش از كهنه است. شط از ميانه اين دو مىگذرد. جسرى بر آن بستهاند. عبور خلق از آن مىشود و هركسى كه از زوّار در بعقوبه [در اصل: يعقوبيه!] باج نداده باشد و قبض در دست نداشته باشند، در آنجا مطالبه كرده، مىگيرند. متدوالى باج، نفرى پانصد دينار است كه دهشاهى رايج باشد و آن هم از سواره مطالبه مىشود نه از پياده، و از ميت كه حمل و نقل مىكنند، پنجاه شاهى كه دو هزار و پانصد دينار رايج باشد مىگيرند.
دكاكين بسيار و كاروانسراهاى بى شمار، حمامها و قهوهخانهها و عمارات عاليه بىحد و حصر بنا كردهاند. هرچه از كلّ متاع عالم تصور نمايند موجود است. آنكه از موجود به وجود نتواند رساند، او را بايد موجود نمود، و به اهل سوق جواب نبود و گفتگوهاى شلوق ] \شلوغ[ نبايد تحويل نمود. بود و هست بهكار است، نه نيست و نبود.
[بغداد] شهرى است خوش هوا و با صفا. خلقش از همه گروه و ارباب سليقه و سلق و اديان مختلفه هستند. اكثر معاملات آن سرزمين، از عبور و مرور زوّار خواص و عوام اعجام است. باغات بسيار و نخلستانهاى گزاف دارد و از فواكه انار و انجير و ليموى شيرين و ترش و نارنج در غايت لطفات بىحساب است و از مأكولات و ملبوسات و انواع لذذ و تن پروران و عبد البطانين و صاحبان نفوس امّاره هرچه خواهش كنند فرد اكمل آن موجود است و اكثر اهل آن سرزمين را مبتلا و عبد البطن و سلب همّت و بىمايه در همه مواد يافتم؛ چنانكه حكيمى مىفرمايد: «من كانت همّته ما يدخل في بطنه، كانت قيمته ما يخرج منه». 1