137كمال بود، مضمون استخاره به طريق امر بهدست آمد كه بايد از اين راه رفت و به فيض عظما و نعايم كبرا رسيد. پس رفع شبهات و اسكات محبّين گرديده، دوستان را وداع كرده و التماس دعا از هريك نموده، عيال را به يد قدرت الهى سپرده، با اجيرها و خدمت كارها از اناث و ذكور ناآزموده كه هر يك جداگانه مورث درد دق در دقايق امور همراه آمده و حيران از جميع امورات مقرره سرگشته گشته، در اول مرحله به خدمات ناكرده ساز كفران نعمتهاى متعدده را ساز نمودند، به تخصيص اناث آن طايفه - خذلهم الله و لعنة الله عليهم و عليهما و على آبائهم إلى يوم الدين - همهجا طى مسافات بعيده را به انهاى ]انحاى[ مختلفه نمودم تا آنكه به مقصد برسيم.
[كربلا]
در پانزدهم شهر رجب المرجب و نيمۀ شعبان المعظم در آستانۀ مقدسۀ سيد الشهدا به دعاى دوستان بهسر برديم.
پس از آن، به فيض آستان بوسى امام المتقين،يعسوب الدين و قاعد غرّ المحجّلين و شفيع المذنبين، غالب كل مغلوب و مطلوب كل طالب، امير المؤمنين على بن ابى طالب - صلوات الله و سلامه عليه و آله و اصحابه - و آستان بوسى كاظمين - عليهما السلام - و سُرّ من رأى فايض و بهرهمند آمديم.
تا پانزدهم شهر رمضان المبارك مشغول زيارات و دعاگويى برادران دينى بوديم كه خداوند عالم نصيب گرداند به جميع شيعيان اثناعشريه، به تخصيص محبّان و دوستانى كه مدّ نظر بوده و هستند؛ «اللهم استجب لنا بكرمك و عزّتك و برحمتك و عافيتك بحق الحق و النبي المطلق».
خلاصه، جمعى از محبان خواهش فرمودند كه شرحى از آداب و رسوم و كيفيت منازل و مسافات و وضع بلاد آن سرحدات از آداب واجبۀ حج و مستحبۀ آن و زيارات مشاهد شريفه را با ذكر بعضى از مصائب ائمه - عليهم السلام - كه در باره هريك خواهد آمد، كه از علماى دينيه و فقهاى اثناعشريه اخذ شده بود نوشته. لهذا اطاعت كرده، بدين مختصر رساله اكتفا نموده، به نظر برادران دينى رسانده، مستدعى چنانم كه چشم از مضمون بدنمون آن پوشند و هركس را كه ايرادى و خدشهاى رو دهد، عفو فرموده، ايراد ابحاث نمايند.
و اين رساله را مسمى نمودم به مسالك السالكين.
و شروحى كه مرقوم مىشود از مسائل واجبۀ حج و زيارات و احاديث و نصايحى كه از كتب معتبره اخذ كرده برخى از انوار علماى دينيه اقتباس و گوش زد شده و بعضى را