139اين است سراى چنين گروه و قيمتشان و اگر در ثانى اين گروه مخرج منه را ميل نمايند در مذاق ايشان أَلَذّ از ساير اطعمه خواهد بود. نفس مىخواهم كه خوددارى نموده، ردّ نعمتهاى ظاهر و فانى را كند، نه در آن حال، بلكه در همۀ احوال و مصالحه نمايد نعمت فانى را به نعمت ابدى و فايض آيد به خطاب مستطاب ربّ جليل سرمدى: (يٰا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ اِرْجِعِي إِلىٰ رَبِّكِ رٰاضِيَةً مَرْضِيَّةً ) يعنى اى نفس مطمئنه! رجوع كن بهسوى پروردگار خودت، در حالت اينكه راضى باشى و خوشبخت كرده شده. (فَادْخُلِي فِي عِبٰادِي وَ ادْخُلِي جَنَّتِي ) ؛ «پس داخل شويد اى بندگان من و در آى در بهشت من.»
باغات و زراعات آن را با چرخ از شط آب خارج نموده، سيراب مىكنند. خالى از زحمت نيست.
[كاظمين]
كاظمين - عليهما السلام - يك فرسنگ خارج بغداد است و در كنار شط واقع و قصبه مانند است. دكاكين و كاروانسراهاى معموره دارد. سه حمّام بسيار خوب و بيوتات و عمارات خوش وضعى بنا كردهاند و اكثر اهل آنجا عجم است. باغات بسيار دارد. موافق است متاع و ملبوس و مأكول آن به شهر بغداد. صحن وسيعى كه تالى [در اصل: طالى] روضۀ رياض بهشت است و دو گنبد و چهار مناره و ايوان طلا دارد و زوّار عجمى كه عبور كنند كلا منزل در آن مكان مشرّف كنند.
خر مصرى بسيارى در درب قلعه آن هست، به جزئى كرايه داده، به شهر بغداد مىروند، مىآيند. دايم در كارند، بلكه اتصالى دارد. بسيار راهوار و زيرك خرهايى هستند، به خلاف پارهاى حيوانات ناطق؛ مثل حكام معاصرين، خاصه حاكم دارالسلطنۀ اصفهان كه از ارامنه بوده [در حاشيه: يعنى ارمنىزاده]، ترك و جوان شيرنما و روباه به جلد شير درآمده باشد.
و ماهى بسيار از شط دايم صياد صيد نموده، به فروش مىرسانند و به نظر حقير بسيار بىمزه و بدخوراك آمد، به خلاف بلاد مثل طبرستان و دارالمرز رشت و امثال آن، بسيار بزرگ ماهىها گرفته مىشود.
و سُرّ مَن رأى پانزده فرسنگ است الى شهر بغداد و راه خوبى دارد و آبادىها در سر راه است، ليكن مخوف است به جهت اشرار عرب خداناشناس، كما قال الله تعالى: (الْأَعْرٰابُ أَشَدُّ كُفْراً وَ نِفٰاقاً) يعنى آنهايى كه باديه نشينند، اشد كفرند از شهرى.