122سپس دو نفر از آنها خارج شدند و ابن زبير نزد عايشه باقى ماند. آن دو مرد با يكديگر گفتند: بىشك طولى نمىكشد كه عبدالله بن زبير از عايشه دربارۀ ستون سؤال مىكند. عايشه جوابش را مىدهد. ابن زبير اگر از اسم ستون آگاه شود، نام آن را براى ما فاش نخواهد كرد. اگر عايشه نام ستون را به وى گفته باشد، بعد از بيرون آمدن قصد مسجد و نماز خواندن كنار آن ستون را مىكند. بنابراين ما بايد در گوشهاى بنشينيم كه او را ببينيم، در عين حال، ما از ديد وى مخفى بمانيم واين كار را انجام دادند. طولى نكشيد كه عبد الله بن زبير با سرعت خارج شد و نزد آن ستون رفت و در سمت راست آن ستون به نماز ايستاد. آن دو مرد فهميدند كه اين ستون، همان ستونِ مورد نظر عايشه است. به همين دليل نيز اين ستون به ستونِ عايشه معروف شده است و براى ما نقل شده كه دعا نزد اين ستون مستجاب مىشود.» (ابن زباله، ص100، اول، 1424ق.)
ابن زباله گويد: چندين نفر از اهل علم؛ از جمله زبير بن حبيب اين حديث را برايم نقل كردهاند:
«...أنّ النبي - صلى الله عليه ]و آله[ وسلم - صلَّى إليها بضع عشرة المكتوبة، ثمّ تقدَّم إلى مصلاّه الذي وجاه المحراب في الصف الأوسط، أي: الرواق الأوسط، وأن أبابكر وعمر والزبير بن العوام وعامر بن عبد الله كانوا يصلُّون إليها، وأن المهاجرين من قريش كانوا يجتمعون عندها، وكان يقال لذلك المجلس مجلس المهاجرين».
«پيامبر(ص) بين سيزده تا نوزده روز بعد از تغيير قبله، نمازهاى واجب خود را در كنار همين ستون مىخواند و سپس به محل نماز خواندنشان كه در موازات محراب در صف ميانى؛ يعنى همان رواق ميانى واقع شده، پيش آمد. ابو بكر، عمر، زبير بن عوام و عامر بن عبد الله نيز در كنار اين ستون نماز مىخواندند. مهاجران قريش نيز نزد اين ستون گرد هم مىآمدند. به محل نشستن آنها نيز مجلس المهاجرين مىگفتند.» (ابن زباله، ص101، اول، 1424ق.) 1
3. ستون توبه
اين ستون به دليل انتسابش به ابولبابه، بشير بن عبد المنذر 2 الأنصارى، به نام ستون ابو لبابه نيز شناخته مىشود. دليل اين نامگذارى را در ادامه و در ضمن ذكر احاديث نقل شده دربارۀ