121ستون ارائه كرديم. اين ستون همان ستونى است كه پيشتر دربارۀ آن گفتيم پيامبر(ص) بعد از تغيير قبله، سيزده تا نوزده شب در كنار آن نماز خواند و سپس به مصلاّى معروف خود رفت.
احاديث نقل شده در فضيلت ستون عايشه:
هنگام پرداختن به ستون مخلقه، به اختلاف علما در حديث سلمة بن اكوع اشاره كرديم و گفتيم كه برخى از علما و حافظان حديث؛ مانند ابن حجر و العينى معتقدند كه منظور از ستونِ ياد شده در حديث، همين ستونِ عايشه است.
طبرانى در الأوسط از طريق احمد بن يحيى الحلوانى اينگونه نقل مىكند: «عتيق بن يعقوب از دو پسر منذر؛ يعنى عبد الله و محمد و آن دو از هشام بن عروه و هشام بن عروه از پدر خود و او نيز از عايشه نقل مىكند كه پيامبر گرامى(ص) فرمود:
«إِنَّ فِي الْمَسْجِدِ لَبُقْعَةً قَبْلَ هَذِهِ الْأُسْطُوَانَةِ، لَوْ يَعْلَمُ النَّاسُ مَا صَلَّوْا فِيهَا إِلَّا أَنْ يُطَيَّرَ لَهُمْ فِيهَا قُرْعَةٌ». (طبرانى، ج1، ص264، محقق: طارق الحسينى، بى تا.)
«در مسجد النبى(ص) و در كنار اين ستون بقعهاى است كه اگر مردم آن را مىشناختند، تنها با انداختن قرعه مىتوانستند در آن نماز بخوانند.»
در آن هنگام تعدادى از اصحاب و فرزندان مهاجران نزد عايشه حضور داشتند. 1 آنها از عايشه محل اين بقعه را پرسيدند. وى به آنها جواب صريحى نداد. آنان ساعتى پيشِ او درنگ كردند و سپس خارج شدند. عبد الله بن زبير نزد وى ماند. آنان پيش خود گفتند: عايشه، عبد الله بن زبير را از محل اين بقعه آگاه مىسازد. به همين دليل وى را دنبال كردند تا ببينند او در كجاى مسجد نماز مىخواند. عبد الله بن زبير بعد از ساعتى خارج شد و در كنار همان ستونى كه فرزندش عامر بن عبد الله بن زبير نماز خوانده بود، به نماز ايستاد. از آن پس به اين ستون، ستون قرعه گفته شد. (طبرانى، ج1، ص264، رقم: 862 ، محقق: طارق الحسينى، بى تا.)
سمهودى گويد: در كتاب ابن زباله به نقل از اسماعيل بن عبد الله، از پدرش روايت شده كه: «عبد الله بن زبير و مروان بن حكم و شخصِ سومى كه با آن دو بود، نزد عايشه رفتند و دربارۀ مسجد به گفتگو پرداختند. عايشه گفت: «من ستونى از ستونهاى مسجد را مىشناسم كه اگر مردم فضيلتِ نماز در كنار آن را بدانند، براى نماز خواندن كنار آن قرعه كشى مىكنند.»