103سمهودى در توضيح سخن مطرى مىگويد: «يعنى آنچه در محراب جنوبى قرار داشت، از ديدهها پنهان شده بود.»، (سمهودى، ج2، ص92، تحقيق: قاسم السامرائى، اول، 1422ق.).
مطرى مىنويسد: «اين اتفاق بعد از آتش سوزى مسجد رخ داده بود.» (مطرى، ص94، بىتا.)
با استناد به اين دو دليل و دلايلى ديگر، نويسندۀ مقاله معتقد است محراب مجوّف (توخالى) كه عمربن عبد العزيز آن را در هنگام بازسازى وليد بنا كرد، در مكانى ساخته شد كه امام جماعت آن زمان؛ يعنى عثمان بن عفان در آنجا به نماز مىايستاد. اما مقام پيامبر(ص) تا زمان ابن نجار به حال خود باقى ماند.
ابن نجار گويد: شكل و ساختار مقام پيامبر(ص) به دليل سنگفرش كردن كف مسجد با سنگ مرمر و انباشت شنى كه كف روضه را با آن مفروش كردند، تغيير كرده و به شكل گودال يا حوض كوچك و پايينتر از مكان ايستادنِ مردم درآمده است. ارتفاع اين گودال چيزى حدود يك ذراع است. گويا هنگامى كه كف روضه را با شن فرش كردند، قصد داشتند سطح مصلاّ را در همان سطحىكه در زمان پيامبر(ص) بوده، باقى بگذارند. به همين دليل كف آن را فرش كردهاند و بر اين اثر مكان مصلاى حضرت از ديگر بخشها پايينتر باقى مانده است. سمهودى اين نظر را قوىتر مىداند كه پايينتر ماندن سطح مصلاى شريف از اطراف خود بعد از آتش سوزى اول نيز وجود داشت. (سمهودى، ج2، ص96، تحقيق: قاسم السامرائى، اول، 1422ق.) همانطوركه پيشتر هم گفته شد، اين معنا از سخنان ابن نجار هم فهميده مىشود. 1