39
الْمَاءِ فَأَفْرَغَهُ عَلَى يَدِهِ الْيُسْرَى مِنَ الْمِرْفَقِ إِلَى الْكَفِّ لَا يَرُدُّ الْمَاءَ إِلَى الْمِرْفَقِ كَمَا صَنَعَ بِالْيُمْنَى ثُمَّ مَسَحَ رَأْسَهُ وَ قَدَمَيْهِ إِلَى الْكَعْبَيْنِ بِفَضْلِ كَفَّيْهِ وَ لَمْ يُجَدِّدْ مَاءً».
1
«بُكير و زراره هر دو از امام باقر(ع) چگونگى وضوى پيامبرخدا(ص) را پرسيدند، حضرت طشت يا ظرف كوچكى پر از آب خواست و دو كف دستان خود را شست و سپس مشتى از آب برداشت و با آن صورتش را شست، آن گاه دست چپ را در ظرف آب فرو برد و مشتى از آن را بر دست راست خود ريخت و آن را از آرنج تا سر انگشتان شست و هيچگاه آب را به طرف آرنج برنگرداند و همين عمل را نسبت به دست چپ انجام داد. سپس سر و دو پاى خود را تا كعبين با رطوبت دستانش مسح نمود.»
با توجه به اين روايت كه وضوى پيامبر(ص) را حكايت مى كند، حجتى غير از اين باقى نمانده و كيفيت شستن دست ها واضح مى گردد.
اين روايت و روايات مشابه است كه فقهاى اماميه را بر وجوب شستن دست ها از بالا واداشته است: «بايد صورت و دست ها را از بالا به پايين شست و اگر از پايين به بالا بشويد وضو باطل است.» 2
3. «إلى» به معناى «من»، ابتداى غايت
سومين دليل اماميه مبتنى بر وجوب آغاز شستن دست ها از مرفق و آرنج اين استدلال بوده كه «إلى» به معناى «من» بوده باشد و اين معنا يعنى ابتداى غايت را تداعى نمايد، همانطور كه در ترتيب معانى «إلى» ششمين معناى مذكور نزد ادبا، معناى «من» و ابتداى غايت بود.
محمد بن يعقوب به سند خويش از عروة تميمى اينگونه نقل مى كند:
«سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ الله(ع) عَنْ قَوْلِ الله عَزَّ وَ جَلَّ - فَاغْسِلُوا وُجُوهَكُمْ وَ أَيْدِيَكُمْ إِلَى الْمَرافِقِ، فَقُلْتُ هَكَذَا وَ مَسَحْتُ مِنْ ظَهْرِ كَفِّى إِلَى الْمِرْفَقِ فَقَالَ لَيْسَ هَكَذَا تَنْزِيلُهَا إِنَّمَا هِى َاغْسِلُوا وُجُوهَكُمْ وَ أَيْدِيَكُمْ مِنَ الْمَرَافِقِ ثُمَّ أَمَرَّ يَدَهُ مِنْ مِرْفَقِهِ إِلَى أَصَابِعِهِ».
3
«از امام(ع) پيرامون آيۀ شريفۀ (فَاغْسِلُوا وُجُوهَكُمْ وَ أَيْدِيَكُمْ إِلَى الْمَرٰافِقِ) پرسيدم، و گفتم آيا اينگونه است كه انجام مى د هم؟پس، از پشت دست تا آرنج را كشيدم. امام(ع) فرمود: خير، اين گونه نيست، بلكه تنزيل آيه بدين شكل است:
(اغْسِلُوا وُجُوهَكُمْ وَ أَيْدِيَكُمْ مِنَ الْمَرَافِقِ) ، صورت و دست ها را از آرنج بشوييد و پس از آن دستش را از آرنج تا انگشتان كشيد.» 4