122وقت بحث و از جاى برخاست از براى نماز جماعت.
مصريين و اغلب از اعراب اهل سنّت فهميدند كه قاضى نماز را بهانه كرد و از جواب عاجز مانده، طفره رفت. مصريين به دور من جمع شدند و دست مرا مىبوسيدند و صداهاى «أحسنت، أحسنت» بلند شد. قاضى نهايت بدش آمد و اشاره به شرطهها كرده گفت: اينها را متفرّق كنيد. جمعيت متفرق شد و ما هم از پى كار خود رفتيم.
در فردا شب، باز قاضى براى درس نشست. من باز در حضور قاضى رفتم و با ادب نشستم. پس از اداى مراسم از من پرسيد: شما اهل كجا هستيد؟
من گفتم: اهل ايران.
در جواب گفت: «ايرانى كلّهم مشرك؛ لأنّهم كلّهم رفضة»؛ «ايرانىها تماماً مشرك هستند؛ به واسطه آنكه همه آنها رافضى مىباشند.»
باز من در جواب گفتم: «أنا بحمد الله من أهل التوحيد»؛ «بحمد الله من از اهل توحيد هستم، ولى بفرماييد بدانم براى چه رفضه از اهل شرك مىباشند؟»
در جواب گفت: به واسطه آنكه آنها از شهرهاى خود براى زيارت قبور مردگان به شهرديگرى حركت مىنمايند و از براى مردگان و شهداى كربلا نذر مىكنند؛ در صورتى كه پيغمبر فرموده: نبايد از شهرى براى شهرى به جهت زيارت حركت نمود، مگر از براى سه مكان؛ «مسجد الحرام» و «مسجد اقصى» و «مسجد مدينه». و نذر هم از براى خداست و اين دو عمل شرك محض مىباشد.
من در جواب گفتم: امّا حركت از شهرى براى شهرى براى زيارت، داخل فرمايش پيغمبر نيست؛ زيرا فرمايش آن حضرت اختصاص به مسجد دارد و شامل غير مسجد نمىشود.
و امّا زيارت قبور؛ چه فرق است در مسافت نزديك و بعيد، در صورتى كه در اخبار صحيحه است كه پيغمبر به زيارت قبر مادر خود رفت و در تمام كتب مذاهب اسلام است كه پيغمبر فرمود: من شما را نهى كردم از زيارت قبور، ولى اجازه دادم شما را كه به زيارت قبور برويد؛ زيرا كه سبب از براى تذكّر مرگ مىباشد. و از روى همين احاديث ابن تيميه، رييس مذهب شما فتوا به استحباب زيارت قبور مؤمنين داده است و فرقى در مسافت نزديك و دور نگذاشته. در اين صورت رفتن شيعه به زيارت قبور از راه دور چه دليلى بر شرك مىشود؟!
و امّا نذورات آنها، هيچ كس از شيعه نذرى براى صاحبان قبور نمىكند و اين نذر از براى خداست و از خدا تمنّا مىكند كه ثواب او را عايد روح صاحب قبر نمايد و اين مطلب به