95در كتب مذكور است و حقيقت آن مشهور.»
همچنين در بارۀ «مسجد رأس» گويد:
«مسجد رأس آن موضعى است كه حضرت - صلّى الله عليه [وآله] و سلّم - در زمان شدّت حرب، به جهت آسايش، ساعتى آنجا در سايۀ سنگ نشستهاند و بر سنگ آن كوه پرشكوه سر مبارك ايشان از ضيق مكان رسيده و نقش سر آن سرور - صلّى الله عليه [وآله] و سلّم - بر آن حجر، همچون سكّه بر زر نشسته و آن سنگ بىبها گوهر قيمت بها گشته.»
در اينجا ابياتى هم در وصف اين مسجد آورده، اما در نهايت گويد:
«مخفى نماند كه در كتب تواريخ مدينه و بعضى از رسايل معينه، مسجد رأس و مسجد ثنيه كه اليوم موجود است، مذكور نيست و آنچه در اينجا نوشته شده مسموع است از افواه است.»
وى در اين باره كه مردم زيارت مساجد اربعه را روز چهارشنبه مستحب مىدانند قبول نكرده و اصل آن را ناشى از عدد چهار مىداند كه مشترك ميان مساجد اربعه و چهارشنبه است. در ضمن گويد كه مردم خواسته براى هر روز چيزى داشته باشند:
«مخفى نماند كه مشهور در نزد اهل عبور و مذكور در السنۀ اناث و ذكور آن است كه [اينكه] زيارت مساجد اربعه روز چهارشنبه مستحب است، همانا كه مناسب لفظ است، اصلى ندارد و مىشايد كه رعايت ترتيب را مرعى داشته باشند؛ چرا كه روز پنجشنبه زيارت سيد الشهدا حضرت اميرحمزه است - رضى الله عنه - و يوم الجمعه ملازمت اهل بقيع و شنبه نماز مسجد قبا كه به منزله عمره است.»
در بارۀ مسجد قبلتين و روايات مربوط به تغيير قبله هم گويد: «و اختلاف در اين باب بىحساب است.»
در مجموع به نظر مىرسد با توجه به تاريخ تأليف اين رساله كه در سال 1037 [تا 1042] است. ما با متن ارجمندى در تاريخ شهر مدينه روبرو هستيم.