94در دو پهلوى منبر منير برپا سازند. چون وقت نماز شود، دروازههاى قلعۀ مدينه را بندند و شروع به نماز كنند. بعد از فراغ مقصورۀ قرآن، رييس مؤذنان بر بالاى مئذنه كه آن را محفل نامند و در ميان مسجد قريب به منبر منير است، اشعار در لغت سيد مختار- صلّى الله عليه [وآله] و سلّم - بخواند و دعاى پادشاه و اركان دولت و ساير مسلمين را به تقديم رساند. بعده، يكى از حافظان خوش الحان، يك عُشر قرآن از روى مصحف كبير كه در باب السلام است و كلام از آن سبقت يافت، بخواند؛ و بعده خطيب. . . .»
اطلاعاتى هم در بارۀ مبالغ هنگفتى كه از طرف استانبول براى تقسيم ميان مردم مىآمد و به آن «صُرّۀ همايون» گفته مىشد، آورده كه آنها مهمترين منبع مالى براى تأمين هزينههاى ساكنان مدينه، به خصوص اشراف و بزرگان اين شهر بود. اين كمك تقريباً به صورت جنسى شامل مقدارى گندم، نصيب تمامى ساكنان شهر مىشده است.
نقادى اخبار
نكتۀ ديگر اين است كه وى صرف نظر از روال كلى در استناد به اخبار ديگران، گهگاه نقدىهايى هم دارد كه باز نشانگر آن است كه وى كم و بيش از نقادى اخبار تاريخى هم بىبهره نبوده است؛ از جمله در بارۀ جايى كه از آن به عنوان رباط عجم ياد شده، از محلى ياد مىكند كه «اليوم در اطراف آن مدرسه ساختهاند و جماعت مغاربه آنجا مىباشند و آن موضع را مقاعد نامند، جمع مقعد؛ يعنى مكان نشستن قدم رسول الله - صلّى الله عليه [و آله] و سلّم - آن سنگى است نقش پاى خاتم الانبيا - صلّى الله عليه [و آله] و سلّم - بر آن سنگ خارا همچنان كه خاتم بر موم نشيند نشسته.»
پس ابياتى در وصف آن سنگ آورده اما سپس مىنويسد:
«بدان كه در كتب تواريخ مدينه، از سنگى كه نقش قدم رسول - صلّى الله عليه [و آله] و سلّم در آن است و اليوم نزد اهل مدينه مشهور است، خبرى مذكور نيست و از بعضى اهل تحقيق نيز به تحقيق كرده شد، معلوم شد كه حقيقت آن محقّق نيست؛ اما آن سنگى كه در مكۀ معظمه در بيت الله الحرام است، در قُبّۀ حضرت عباس - رضى الله عنه -