230گرفته، بلكه مورد غفلت واقع شده است. امروزه در حوزههاى علمى و دينى تنها به تدريس صنعت برهان از مجموعه صناعات خمس اكتفا كردهاند و از ساير صناعات كه براى مبلغان مفيدتر است غفلت نمودهاند. اسفناكتر اينكه از طرح و تدوين «صنعت مناظره» كه ششمين فن گفتگو و عاليترين فن محاوره است غافل ماندهاند، حتى ابوعلى سينا كه از همه دانشمندان بيشتر به صناعات خمس پرداخته است، ولى از تدوين فن مناظره اسلامى غفلت نموده است با اينكه مناظره را فن مستقلى تلقى كرده كه تعريف و هدف معينى دارد تا آنجا كه در تعريف مناظره مىگويد: مناظره از نظر و اعتبار گرفته شده است علم النظر؛ يعنى علم استدلال و كلام و هدف از آن بحث و گفتگو پيرامون دو نظر و عقيدۀ متقابل است كه هر يك از آن دو طرف عهدهدار تأييد يكى از آن دو عقيده است و منظورشان ايجاد علم و معرفت در طرف مقابل مىباشد؛ از اين رو مناظره به آموزش ملحق مىشود؛ چرا كه غرض آن دو دستيابى به علم و معرفت مىباشد. 1
همانطور كه اشاره شد خواجۀ طوسى و علامۀ حلّى هم مناظره را غير از مجادله مىدانند، اما جاى بسى تأسف است كه قلم به دست نگرفتهاند تا مناظرۀ اسلامى را سر و صورتى مستقل بدهند و از مجموعۀ مناظرات حضرت رسول و ائمۀ اطهار (عليهم السلام) و اصحاب فاضل و اهل كلام بهره گرفته و درصدد احيا و تدوين آن به مثابۀ فن ششم برآيند، بلكه تنها توصيه كردهاند كه مناظره را با مجادله اشتباه نگيرند ولى بايد به اين اسطوانههاى علم و درايت گفت مناظره چيست؟ تا با جدال اشتباه نگيريم؛ وانگهى چرا به صنايع خمس سر و صورتى عالى داديد ولى از تدوين فن مناظره با مبادى تصورى و تصديقى آن غفلت نموديد. ولى در عصر ما دنياى غرب در مدارس و دانشگاهها از فن مناظره [نه مجادله] به صورت بهينه استفاده كرده و مىكنند به گونهاى كه بر فرهنگ آنان حاكم گرديده است و كتابهاى مستقلى در اين زمينه نوشتهاند. دكتر پال مونرو در دائرة المعارفى كه به كمك بيش از هزار دانشمند تأليف كرده مىنويسد:
«روزگارى كه هنوز كتاب چاپ نشده و يگانه راه پرورش فكر مباحثه و مناظره بود، در اروپا كار به جايى رسيده بود كه روزانه به يكى دو مناظره در خانه و خارج خانه بسنده نمىشد، بلكه از بام تا شام در داخل شهر و بيرون شهر همه جا ميدان مباحثه و مناظره بر پا بود.» 2
استوارت ميل، فيلسوف انگليسى (1873-1701م) در شرح حال خود مىنويسد:
«بارها گفتهام و باز مىگويم از تاريخى كه در مناظرات شركت جستم، افكار بديع و مستقلى پيدا كردم و آغاز قوۀ ابتكار و استدلال فكرى من از همان روز است.» 3