229اينها نيز به نوبۀ خود قواعد و شرايطى دارند و آداب و آفاتى كه بايد آموخت و مواعظ نيكو را از غير نيكو به يارى روانشناسى و عقلانيت با الهام از روايات اهلبيت (عليهم السلام) و سيره و سنت نبوى (ص) شناخت و به كار گرفت و چون مجادلۀ اصطلاحى از نظر اسلام حرام و منشأ كينهتوزى و دشمنتراشى مىشود، مجادلۀ احسن در آيه پيشنهاد شده است؛ چرا كه اين نوع مجادله توليد عداوت نمىكند، بلكه در واقع به منزله پلى است براى عبور از فن مجادله به صنعت مناظره مطلوب و عقلايى.
منشأ پيدايش مناظره مطلوب
بديهى است آن قدرتى كه نعمت زبان و نطق و بيان به انسان عنايت كرده و آدمى را بر ساير موجودات برترى بخشيده، بىشك نيروى تعقل و تفكر و ابتكار و نوآورى را نيز به آدميان مرحمت فرموده است تا به كمك آن، صناعات خمس را تدوين و توليد نموده و بهترين شيوههاى تبليغ را در قالب مناظرات و غيره بسازد تا با تعليم و با تمرين آن را به كار گيرند؛ زيرا به قول دكتر فاستر:
«صرف تحصيل فن مناظره و مجرد بررسى شاهكارهاى سخنرانى بىآنكه انسان در مناظرات عملى شركت كند و به تمرين و ممارست بپردازد، عملى خشك و بىروح است. مباحثات شفاهى بمراتب شورانگيزتر از مناظرات قلمى است.» 1
مجرد داشتن اين دو نعمت اعطايى، سبب نمىشود كه انسان درست بينديشد و صحيح تكلم كند، بلكه موجب مىشود تا نخبگان بشر از طريق به كار بردن عقل و تجربه و دقت در گفتگوهاى عاقلانه و اثر گذارِ خردمندان و پيامبران قواعدى را كشف و تدوين نمايند تا به يارى آن قواعد و موازين، آدميان از خطاى در تفكر و سخن گفتن مصونيت پيدا كنند و طريق اثرگذارى بهتر را در همنوعان خويش بشناسند. چنانكه علم منطق، ادبيات، معانى، بيان و بديع، فنون مغالطه، مجادله و به كارگيرى و استفاده از فنون شعر، مناظره، محاوره و فن سخنورى همۀ اينها توسط نوابغ بشرى وضع، كشف و به صورت قاعده و فن و هنر تدوين گرديده است؛ مثلاً به گفته حاج ملا هادى سبزوارى علم منطق را ارسطو تصنيف كرده 2و فيلسوفان بزرگ؛ مانند ابنسينا و فارابى و بزرگان ديگر آن را تكميل نمودهاند تا بشر علم به قوانين، تعريفها، استدلالها و معيار صحيح انديشيدن را بياموزد و فكرشان از خطا در استدلال و انديشه مصونيت پيدا كند. 3
منطقىها نيز علم منطق را براى نيل به اهداف در سه بخش تدوين و تنظيم نمودهاند: «تصورات» ، «تصديقات» و «صناعات خمس» ؛ با اينكه صناعات پنجگانه از ساير مسائل منطقى ضرورىتر و مهمتر است بلكه از واجبات علم منطق به شمار مىآيد، ولى كمتر در كانون توجه حوزههاى علميه قرار