231دكتر رابينز استاد مناظره در دانشگاه آبوا مىنويسد:
«مناظره وسليهاى است طبيعى براى جمعآورى و نشر علم؛ به هر اندازه اى كه تمدن قومى بيشتر ترقى كند آن قوم در مباحثه قويتر گردد. صفحات تاريخ از تأثيرات مناظره در امور دنيا حكايت كند.» 1
اما دريغا به قول حافظ:
سال ها دل طلب جامِ جم از ما مى كرد
گويا سرنوشت ما بر اين رقم خورده كه بايد بنشينيم تا از يونان و دنياى غرب فن مناظره مستقِلّ از جدل و مغالطه براى ما تدوين و ارسال گردد. ما خودمان چنين جرئت و خلاقيتى نداريم. 2
جدايى قياسات مناظره از مجادله
بوعلى سينا در منطق الشفاء فصلى دربارۀ جدايى قياسات جدلى از قياسات مناظره گشوده و پس از ذكر ويژگىهاى مناظره نتيجه مىگيرد كه مناظره از سنخ مجادله نيست. 3سپس اضافه مىكند «اينكه گفته مىشود صناعتِ جدل در مناظره مفيد است و عكس آن نيز سودمند مىباشد دليل بر وحدت جدل و مناظره نيست، بلكه مجادله اخصّ از مناظره است؛ چرا كه مجادله گفتگويى است مشروط بر منازعه و گفتار ستيزى. مسأله حق و باطل بودن در مجادله مطرح نمىباشد، بلكه هدف ابطال دليل خصم است به هر نحوى كه ممكن باشد، خواه حق يا باطل، درست عكس مناظره كه هدف تنها اثبات حق و كشف حقيقت و ابطال باطل براساس محبت و صداقت است، 4ليكن نمىفرمايد قياسات مناظره كدام است.
در كلمات خواجه طوسى و علامۀ حلّى هم با اينكه گاهى واژۀ مناظره در معناى مجادله به مفهوم لغوى و مجازى به كار گرفته مىشود، ولى اين دو بزرگوار در جوهر النضيد كلامى دارند كه قياسات جدلى را از قياسات فن مناظره به طور كلى جدا مىسازد، مىفرمايد:
در قياسات جدلى غرض به دست آوردن حق و باطل نيست «بل هو طلب ما يُفْحَمُ به الخصم في المناظرة و المجادله و يقطَعَهُ عن الاحتجاج و يَظْهَر به على خَصْمِهِ عندَ السّامِعين سواء كان حقا أو غيره» . 5
يعنى منظور از جدل و مناظرۀ به اصطلاح جدلى، اسكات و بستن زبان خصم در مقام مناظره و مجادله است و همچنين قطع دليل وى از مدعايش و غلبه بر وى در برابر شنوندگان، خواه حق باشد