228در اين ميان آموزش فن مناظره به عنوان «صنعت ششم» نسبت به صناعات خمس در اولويت اول قرار دارد؛ زيرا مؤثرترين و نافذترين شيوهها محسوب مىشود؛ چرا كه از طريق مجادله تنها مىشود اسكات كرد، نه اقناع. ليكن حكمت عقلانى ايجاب مىكند كه تبليغ حكيمانه در قالب مناظرات عالمانه و عادلانه اسلامى چه به صورت خطابه يا نوشتار به مخاطبان بايد عرضه شود؛ زيرا بهترين راه و رسم اثرگذارى است كه مىتواند در جامعه ايجاد موج كند و طرفهاى درگير را به تسليم وادار سازد؛ چنانچه مناظرۀ حضرت رسول با پنج گروه يهودى، مسيحى، مادى، ثنوى (دوگانه پرستان) و بتپرستان مدينه آن هم در اوايل بعثت، شاهد گويايى است بر تأثير فورى مناظره در قلوب زنگار زدۀ عناصر منحرف و متعصبان متصلّب؛ چنان كه متن مناظره مؤدبانه را در كتاب خواهيد خواند. بخشى از آن چنين است: حضرت رسول با ادبيات متعالى و تعبيرات عقلايى و شيوۀ مناظرۀ اسلامى آنان را چنان جذب و مجاب و قانع كرد كه گفتند:
«به ما مهلت بده تا در اينگونه مسائل بينديشيم. پيغمبر در پايان براى بيدار شدن ضمير وجدان و فطرت انسانى به آنان فرمودند: «اگر با دلهاى پاك و با ديد انصاف و عقل خدادادى بينديشيد. خداوند هدايت را نصيبتان خواهد كرد.» امام جعفر صادق (ع) پس از نقل مناظره مىفرمايد: سوگند به پروردگارى كه پيامبر را به حق مبعوث نمود سه روز بيشتر طول نكشيد كه تمام اين 25 نفر كه در قالب پنج گروه به مصاف و مناظره با پيغمبر آمده بودند، به حضور حضرت شرفياب و همگى مسلمان و تسليم حقيقت شدند و در كمال صراحت و صداقت گفتند: «مَا رَأَيْنَا مِثْلَ حُجَّتِكَ يَا مُحَمَّدُ، نَشْهَدُ أَنَّكَ رَسُولُ الله» ؛ يا محمد تاكنون مانند حجت و دليل تو نديده بوديم و كسى اينگونه با ما مناظره نكرده بود؛ شهادت مىدهيم كه تو رسول خدايى.» 1
در مناظرات ائمۀ دين و اصحاب فاضل و علما و متكلمان اسلامى نيز همين نقش و تأثير مثبت را مشاهده مىكنيم. شگفت از بزرگان حوزه و دستاندركاران فرهنگى و تبليغى كشور كه چرا در باب هدايت از سيرۀ پيامبر و ائمۀ اطهار (عليهم السلام) و شيوۀ مناظرۀ آن حضرات در مقام طرح و برنامه بهره نمىگيرند و فن مناظره را تدوين و رايج نمىسازند.
موعظه چيست؟
اما هدف از موعظۀ حسنه، كه در آيۀ پيشين مطرح گرديد، عبارت است از تبليغِ گفتارى كه مصداق رايج آن مىتواند سخنرانى، مناظره، مواعظ غير مستقيم اخلاقى و گفتمان دينى باشد كه