189
قدرت
يكى ديگر از كيفهاى نفسانى قدرت است. متكلمان دو تعريف براى قدرت آورده ا ند:
1. به معناى «إذا شاء فعل، و إذا لم يشأ لم يفعل» ؛ 1«قادر كسى است كه اگر خواست كارى انجام ميدهد واگر نخواست انجام نمى دهد.» و ديگرى به معناى «القادر هو الّذي يصحّ منه الفعل والترك معاً» ؛ 2«قادر كسى است كه بر او روا باشد كارى را انجام دهد يا ترك كند.»
در معناى اول كه براساس مشيت تعريف شده و در قالب قضيۀ شرطيه بيان گرديده است، فاعل اگر مشيتش دائمى باشد، فعل هم دائمى خواهد بود و در عين حال مختار بودن فاعل هم حفظ خواهد شد اما در معناى دوم كه براساس صحت فعل و ترك است، فاعلى قادر است كه گاه فعل داشته باشد و گاه ترك فعل و فاعلى كه دائماً بخواهد فعل انجام دهد، فاعل قادر خوانده نمى شود.
ويژگى فاعل قادر
خواجه نصير چند ويژگى براى آن شمرده است:
الف- فعل فاعل قادر بايد بر اساس شعور و آگاهى باشد؛ چنانكه خواجه گويد: «القدرة و تفارق الطّبيعة و المزاج بمقارنة الشّعور و المغايرة في التابع» . 3«قدرت يا طبيعت و مزاج، از دو جهت تفاوت دارد: 1. فعل فاعل قادر همراه با شعور آگاهى است. 2. اينكه بر خلاف طبيعت و مزاج، فعل فاعل قادر مىتواند مخالف طبيعت فاعل يا اقتضاى مزاج او باشد.
ب- نسبت فعل به فاعل، صحت و جواز است، نه ايجاب بر خلاف فاعل طبيعى و فاعل مجبور؛ «مصحّحة للفعل، بالنّسبة» . 4
ج- قدرت به ايجاد و عدم ايجاد هر دو مىتواند تعلق بگيرد؛ «و تعلّقها بالطرفين» . 5
د- قدرت مقدم بر فعل فاعل قادر است؛ «تتقدّم الفعل» . 6
اراده و كراهت
در وجود اراده در انسان و حيوان، اتفاق نظر است اما در بيان حقيقتِ اراده اختلاف ديدگاه وجود دارد؛ شيخ مفيد در تبيين اراده مى نويسد: «اراده قصد ايجاد يكى از دو ضدّى است كه به ذهن مريد آمده است و وجود مراد را ضرورى مىسازد؛ بهگونهاى كه محال است اراده محقق شود اما به دنبال آن مراد نيايد مگر آنكه مانعى باشد.» 7
شيخ طوسى در تبيين آن مى نويسد:
اراده كننده ]مريد [ كسى است كه داراى صفتى باشد و براى داشتن آن صفت درست باشد كارى كه بر آن توانايى دارد و بر رويههاى گوناگون انجام شدنى است و بر يكى از رويهها انجام دهد. 8