117الحمد لله كه در ايام شما زيب و زينتى شد. عمر فرمودند كه، بعد از ما عن قريب مردمى باشند بيشتر از بيشتر زيب دهند و زيادتها كنند. چون در زمان سيدنا عثمان ازدحام خلايق از سابق زياده شد، لاچار ايشان در زيادتى و زيبايى كوشيدند و گفتند: صديق ما عمر، ما را به اين معنى خبردار كرده بودى.
و بعده در سال نود و يكم كه وليد بن عبدالملك بن مروان والى شام بود، از قِبَلِ خود عمر بن عبدالعزيز را حاكم مكه و مدينه ساخته بود، امر به عمارت مسجد شريف كرد. و روايتى آنكه در سال هشتاد و هشت شروع به عمارت كرد و در سال نود و يكم تمام شد. در جانب مغرب دو ستون زياده ساخت و در جانب مشرق چهار ستون و بعض حجرههاى شريفه را نيز داخل ساخت و در جانب شام چهار ستون افزود و چهار از آن در زير سقف متّصل به مربعه قبر شريفه و در رحبه مسجد به روايتى چهارده در رحبه و چهار در زير سقف و به اعانت او ملك روم هشتاد هزار دينار و ده نفر استاد گِلكار و شيشهساز فرستاد كه يك سال تمام گل شيشه را خمير كردند و اساس مسجد را به آن گل و سنگ برآوردند، و ديوارها از سنگ و گچ بنا كردند، و ستونها نيز از سنگ ساخت و ميان ستونها عمود آهن و رصاص نمودند و در مسجد شريف محراب گذاشتند.
اوّل كسى كه در مسجد محراب وضع كرد عمر بن عبدالعزيز بود و چهار منار در چهار كنار مسجد بنا كردند، هر يكى ششصد گز و منع دخول جنازه از مسجد كرد كه سابقاً رسم بود چنانچه از اين قصه شمّهاى مذكور شد.
و بعده در سنه يك صد و شصت كه مهدى بن منصور خليفه والى شام بود، جعفر بن سليمان را حاكم مدينه ساخت و امر به عمارت مسجد شريف كرد. از جانب شام مسجد ده ستون زياده كرد و بس، و از جانب ديگر هيچ تغييرى نداد و ستون نهم از مربعه قبر شريف آن مقدار جلسۀ مربع است نزديك به ديوار مشرقى و در ضلع شامى علامت ابتدا زيادتى مهدى است و از اين جا تا آخر مسجد بناى او است. 1و بعد از او، كسى به مسجد شريف چيزى نه افزوده. ابتدا عمارت او در سنۀ صد و شصت بود و فراغ آن در سال صد و شصت و پنج بوده.
و در سال هشتصد و هشتاد و دو [882] قايتباى سلطان كه از سلاطين چراكسه و صاحب مصر بوده، تعمير آن مكان عالى شأن نمود. 2نقل است كه چون سلطان مذكور از عمارت مكه معظمه فارغ شد، به تمنّاى آنكه مسجد مدينه منوّره را نيز عمارت كند به مدينه آمد و قصد عمارت كرد. حكّام و اشراف و اكابر راضى نشدند و گفتند دستور العمل مىشود كه از براى هركه بعد از اين آيد؛ الحال