116مذهب امام شافعى - رحمه الله - و روايت امام ابو يوسف قبل از صبح به جهت صلات فجر در هر پنج منار يك بار اذان گويند، بعد از آن رائس تنها صلوات مذكور كه در اوقات ديگر مىگويند بخواند و آيۀ كريمۀ (فٰالِقُ اَلْإِصْبٰاحِ وَ جَعَلَ اَللَّيْلَ سَكَناً وَ اَلشَّمْسَ وَ اَلْقَمَرَ حُسْبٰاناً ذٰلِكَ تَقْدِيرُ اَلْعَزِيزِ اَلْعَلِيمِ) . 1رابعه آيات ديگر تلاوت نمايد تا زمانى كه ابتدا صبح صادق شود و اين را تسليم نامند و بعد از تسليم بىواسطه به مذهب امام اعظم اذان نماز بامداد در اول صبح گويد و فرود آيد.
فصل يازدهم در بيان آنكه حرم شريف چند بار عمارت يافته
چنان كه در رسالۀ «فضايل الحرمين» آورده است و گفته است كه مسجد نبى - صلّى الله عليه [و آله] و سلّم - اولاً عمارت كه يافته، كم از صد گز بود و ثانياً: بعد از فتح خيبر عمارت كردند و زياده ساختند در آن مثل آن در دور.
در بناى اوّل، از جريد بود و در ثانى از خشت خام بود؛ بعد از چهار سال از هجرت؛ اما در ايام خلافت خليفۀ پيغمبر - صلّى الله عليه [و آله] و سلّم - ابوبكر در مسجد آن سرور - صلّى الله عليه [و آله] و سلّم - هيچ عمارتى و زيادتى نشد إلاّ آنكه به روايتى آمده كه ستونهاى كهنه شده بود به جذوع جديد مبدّل ساخت، اما در زمان خلافت اميرالمؤمنين عمر از جانب مغرب مقدار دو ستون زياده شد و از جانب قبله دو گز افزود، اما از جانب مشرق رعايت حجرههاى شريف كرده تغيير نداد و از جانب شام چهل گز افزود. در زمان ايشان طول آن مكان عاليجاه از جانب قبله تا حدّ شام صد و چهل گز بود و عرضش صد و بيست گز و در روايتى آنكه ستونهايى كه از چوب بود، از خشت بنا كرد، امّا در زمان خلافت سيدنا عثمان از جانب قبله افزوده شد تا حدّى كه اليوم باقى است و آن چنان كه عرضاً هفده گز و طولاً صد و پنجاه گز است و از طرف مغرب مقدارى كه ستون زياده ساخت كه آن ستون هشتم است از منبر شريف، و از جانب شام پنجاه گز و به روايتى ده گز افزود كه با چهل گز زمان حضرت عمر پنجاه گز مىشود. و از جانب مشرق نيز رعاية للادب تغيير نداد إلاّ آنكه در روايتى آمده كه خانۀ حفصه را داخل مسجد ساخت و ستونها را به سنگ منقّش بنا كرد و سقف حرم را از چوب ساج ساخت. ابتدا اين عمارت در سال بيست و نهم از هجرت بود و در سال سىام تمام شد.
آوردهاند كه در زمان عمر - رضى الله عنه - قناديل و بعضى زينتها در مسجد رسول الله - صلّى الله عليه [و آله] و سلّم - پيدا شد كه پيش از آن نبود، چون عثمان به مسجد آمدند و اين زينت را ديدند، گفتند: يا عمر! مسجد نبى را - صلّى الله عليه [و آله] و سلّم - امروز پرزيب و زينت مىبينم.