95آخر الزمان آن است كه ذوالقبلتين است. اگر محمدص دو قبله داشه باشد، مايان ايمان مىآريم و الا توقّف داريم. فى الحال حضرتص به نماز فرض شروع نموده، به جانب مسجد اقصى نگاه كرده، تحريمۀ [تكبيرة الاحرام آغاز نماز] بستهاند. اصحاب متابعت نموده نيز تحريمه بستند. در اين حال حضرت جبرئيل (ع) به حضرت وحى آورده گفتند كه، يا رسول الله! در اين هنگام روى خود را از مسجد اقصى بهسوى بيت الحرام گردان. فى الفور حضرتص در اثناى نماز به امر حضرت بىنياز روى خود را [7] بهجانب كعبۀ معظمه گردانيدند. ده نفر از اصحاب كرام بلاتوقف بهسيد انام تبعيت نموده، روىها به جانب كعبۀ معظمه گردانيدند. اين ده كس به همين عمل ده يار بهشتى گرديدند. بعده، نصارا و يهود دانستند كه حضرت ذوالقبلتين بودهاند. ثانياً مسجد اقصى منسوخ بگشت، و بيت الحرام معمول گرديد؛ چنانكه آيت كريمۀ: فَلَنُوَلِّينَّكَ قِبْلَةً تَرْضاها فَوَلِّ وَجْهَكَ شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرام فى سورۀ البقره [آيۀ 144] از اين وجه جماعت يهود و نصارا به جناب حضرت ايمان آوردند و به رسالتشان تصديق نمودند. الحال اثر دو محراب در آن مسجد ظاهر است.
در قريبى اين مسجد، يك چاه بزرگ است كه وى را «بئر العثمان» مىنامند. آب وى بسيار شيرين است. بناى عثمان استرض در قرب اين مسجد، در كمرۀ كوه، غارى است كه در آنجا قدم مبارك حضرتص رسيده است، آنجا نيز محل زيارت است.
بعده، به طرف شرقى مدينه، حظيرة جنّت البقيع است. بسيار مكان مبارك و فرح افزاست. از حرم تا جنت البقيع مقدار پانصد قدم راه است. جانب پايان پاى حضرت رسول الله است. در جنّت البقيع بسيارى از صحابگان آسودهاند. عباس - رضى الله عنه - عايشه - رضى الله عنها - و دو دختر رسول الله؛ رقيه وام كلثوم و حضرت ابراهيم پسر سرور انبيا، و عثمان - رض - و بىبى حليمه مادر رضاعى سلطان انبيا، و از مشايخ علما، امام مالك، و امام نافع و نوفل [؟] - رض - و حضرت خواجه پارسا - عليه الرحمه - و از سلاطين عبدالعزيز بهادر سلطان و ساير اعزّة بسيار آسودهاند. [در بارۀ اين عبدالعزيز خان كه پادشاه بخارا از اشترخانيان بود و در اواخر از سلطنت كناره گرفت و از راه ايران و با استقبال شاه سليمان صفوى به حج رفت و همان جا درگذشت و در بقيع مدفون شد. بنگريد: دانشنامۀ ادب فارسى، 1/627]
در عقيب قبر عباس - رضى الله عنه - يك مسجدى است كه حضرتص در اوان حيات در آنجا، در سحرگاه، بسيار آمده، پروردگار خود را عبادت مىكردهاند و جنت البقيع بسيار كلان است. الحال نصف او خالى است از موتى. و از قلعۀ مدينه بيرون است. ميانه ديوار قلعه و ديوار جنت البقيع يك كوچه راه است. و حضرت [اسماعيل پسر] امام جعفر صادق (ع) بيرونتر از جنت البقيع آسودهاند.