163متأسفانه خود محورى ابن تيميه و پيروان او باعث شده است كه همۀ گروههاى مسلمان، جز خودشان را اهل ضلالت و گمراهى بدانند و آنان را تكفير نمايند.
7/3: خلقت پيدايش جهان
از آنجاكه جهان شناسى سلفىها مبتنى بر ظواهر قرآن و روايات و متأثر از آراى گذشتگان از اهل حديث است؛ از اين رو، از خداى سبحان بيشتر به عنوان خالق عالم ياد كرده و جهان را به عنوان مخلوق و محدث نام مىبرند. ابن تيميه تعطيل در خلقت را كه بعضى از متكلمان گفتها ند نمىپسندد و مىنويسد:
«وأما ما يذكره كثير من أهل الكلام عن أهل الملل المسلمين واليهود والنصارى أن الله لم يزل معطلاً لا يتكلم ولا يفعل شيئا ثم حدث ما حدث من كلام ومفعولات بغير سبب حادث، فهذا قول لم ينطق به شىء من كتب الله لا القرآن و لا التوراة ولا الإنجيل ولا الزبور ولا نقل هذا عن أحد من أنبياء الله ولا قاله أحد من الصحابة أصحاب نبيّنا - صلّى الله عليه و آله و سلّم - ولا التابعين لهم بإحسان» .
1
«آنچه كه بسيارى از اهل كلام از ملل مسلمان و يهود و نصارى گفتند كه خدا همواره بى كار بود و هيچ فعل و سخنى نداشت سپس ]ناگهان [ بدون هيچ سببى آنچه از كلام و اشياء كه پديد آمده، پديد آورد. اين سخنى است كه هيچيك از كتب آسمانى از قرآن تورات، انجيل و زبور و هيچيك از انبياى الهى و هيچيك از صحابه و تابعين نگفتهاند.»
وى قديم بودن بعضى از اجزاى عالم مانند افلاك و عقول را نيز رد مىكنند و مىنويسد:
«الذى نطقت به الكتب والرسل أن الله خالق كلّ شيء فما سوى الله من الأفلاك والملائكة وغير ذلك مخلوق ومحدث كائن بعد أن لم يكن مسبوق بعدم نفسه وليس مع الله شىء قديم بقدمه في العالم لا أفلاك ولا ملائكة سواء سميت عقولا ونفوسا أو لم تُسم»
2
«آنچه كه كتابهاى آسمانى و رسولان الهى گفتها ند اين است كه خدا خالق هر چيزى است. پس غير او از افلاك و ملائكه و مانند آنها آفريده شده و پديدههايى هستند كه بعد از نبودشان بود شدند و مسبوق به عدم خودشان هستند و هيچ چيزى در گذشته با خدا نبوده است، نه فلكى بود و نه ملكى؛ خواه عقول و نفوس ناميده شوند يا نشوند.»
از نگاه ابن تيميه وجود هر يك از پديدههاى عالم و ساير اجزاى آن در ازل محال است؛ زيرا هيچ پديدها ى موجود نمىشود مگر اينكه مجموع عوامل تأثير گذارش موجود باشد و اگر همۀ عوامل