143
«فلا فرق بين الوجود والماهية إلاّ فرق بين ما في الذهن وما في الخارج»
1
پس فرقى بين وجود و ماهيت نيست، مگر از جهت ذهن و خارج.
ابن تيميه با اين تصوير از رابطۀ وجود و ماهيت، از متكلمانى كه اصالت را به ماهيت مىدهند فاصله مىگيرد 2و به فيلسوفان نزديك مىشود.
3. تقسيم وجود به غيب و شهود:
ابن تيميه و ديگر سلفيان، غيب را موجودى مى د انند كه از نظرها پنهان است و مشهود موجودى راكه با حس قابل ادراك است؛ چنانكه ابن تيميه مى نويسد: «الغيب ما غاب عن مشاهدة الخلق و هو ما أخبرت به الأنبياء من الغيب فيدخل فيه الإيمان بالله وملائكته وكتبه ورسله» . آنان اين تقسيم را به اعتبار كتاب و سنت مىپذيرند، اين تقسيم براساس تفسيرى معرفت شناسانه است. اما در تقسيم و تفسير هستى شناختى، موجودات به مادى وغير مادى يا مقارن و مفارق تقسيم مىشوند. از اين رو، ابن تيميه تفسير حكيمان و متكلمان را در مورد عالم غيب كه آن را عالم مفارق مىنامند رد مىكند و مىگويد:
«و من زعم أنّ عالم الغيب أخبرت به الرسل هو العالم العقلي الذى يثبته هؤلاء فهو من أضلّ الناس» .
3
«كسى كه گمان كند آن عالم غيبى كه رسولان از آن خبر دادها ند همان عالم عقلى است كه اينان ثابت كردهاند از گمراه ترين مردم است.»
وى در ادامه مصداق اين سخن را ابن سينا و متكلمانى مانند عبدالكريم شهرستانى و فخر رازى مىداند 4و در پايان مىنويسد: موجودات عقلى تنها مفاهيم كلى عقلى هستند كه مطلق افراد موجود در خارج مىباشند؛ همانگونه كه وجود مطلق كه همان وجود مشترك بين موجودات است، تنها در ذهن است. 5
وى در نهايت موجودات غيبى را موجودات مشهود در آخرت دانسته و دريافت حسى آنان را در دنيا براى برخى ممكن مىداند؛ چنانكه مىنويسد:
«و أما ما أخبرت به الرسل - صلوات الله عليهم - من الغيب فهو أمور موجودة ثابتة أكمل و أعظم ممّا نشهده نحن في هذه الدار وتلك أمور محسوسة تشاهد وتحس ولكن بعد الموت و في الدار الآخرة و يمكن أن يشهدها في هذه الدار من يختصه الله بذلك ليست عقلية قائمة بالعقل و لهذا كان الفرق بينها و بين الحسيات التي نشهدها أن تلك غيب و هذه شهادة» .
6
«آنچه رسولان از غيب خبر دادهاند، آنها موجوداتى كامل تر و بزرگتر از چيزهايى هستند كه در اين دنيا مشاهده مىكنيم و اينها چيزهاى محسوسى هستند كه بعد از مرگ و در سراى آخرت به مشاهده و احساس ما در مىآ يند. امكان مشاهدۀ