144اين موجودات در اين دنيا نيز براى كسانى كه خدا آنان را براى اين كار برگزيده است وجود دارد. پس اينها موجودات عقلى قائم به عقل نيستند و فرق بين آنها و موجودات محسوس اين جهانى كه مشاهده مىكنيم در اين است كه آنها پنهان اند و اينها مشهود.»
ابن تيميه در پايان به آيۀ الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْب 1اشاره مىكند و مىنويسد:
«غايب بودن يا مورد مشاهده بودن، امرى نسبى است؛ اگر چيزى از نظر ما پنهان باشد مىگوييم «غيب» و اگر آشكار باشد مىگوييم «شهادت» چنين نيست كه تفاوتى ميان ذات آنها باشد و وجودشان دو گونه باشد كه ذات يكى درك عقلى شود اما مشاهده نشود و به حس در نيايد، بلكه هر چيزى كه تعقل شود اما به هيچ حالى امكان مشاهدۀ آن نباشد، تنها در ذهن است؛ امكان مشاهدۀ ملائكه و ديدن آنها هست و پروردگار متعال امكان رويتش با چشمها هست و مؤمنان او را روز قيامت و در بهشت مىبينند» ؛ 2«والملائكة يمكن أن يشهدوا و يروا و الربّ تعالى يمكن رؤيته بالأبصار، والملائكة يمكن أن يشهدوا و يروا و الربّ تعالى يمكن رويته بالأبصار» . 3از عبارات فوق، هستىشناسى ابن تيميه به وضوح قابل فهم است و آن اينكه از نظر وى همۀ موجودات محسوس هستند.
ديدگاه ابن تيميه شبيه ديدگاه كسانى است كه ابن سينا در الاشارات و التنبهيات بيان كرده است 4و آنها كسانى بودند كه مىگفتند: «الموجود هو المحسوس» ، با اين تفاوت كه ابن تيميه موجودات غير محسوس ذهنى يعنى تصورات حسى، خيالى و عقلى را قبول دارد و وجود ماهيت در ذهن را موجود ذهنى مىداند اما موجود غير محسوس خارجى را نمى پذيرد و بر خلاف ابن سينا ملائكه و خداى سبحان را هم محسوس و مرئى مىداند و مىنويسد: «انّ الحس يمكنه ادراك كلّ موجود فما من شيء من الادراك الا ًو يمكن معرفته بالاحساس الباطن او الظاهر» 5حس هر موجودى را مىتواند درك كند، پس چيزى نيست كه قابل ادراك باشد مگر آنكه شناختش با حس ظاهرى يا باطنى ممكن است.
4. عليت
ابن تيميه عليت را مىپذيرد، اما روش متكلمان در اثبات صانع از راه قياس برهانى را نمىپذيرد و استدلال از دليل به مدلول را براى رسيدن به خالق معين؛ يعنى خداى تعالى را صحيح مىداند. وى مىنويسد: در قياس برهانى از مقدمات كلى به نتيجهاى كلى مىرسيم نه به خداى معين، به خلاف دلى 6سپس آورده است:
«والدليل أتم من القياس فإنّ الدليل قد يكون بمعين على معين»
7
استدلال تمثيلى از قياس كاملتر است چون دراين نوع استدلال از شىء معين بر شىء معينِ ديگر استدلال مىشود.