126سرباز در برابر فرمانده و دانش آموز در برابر معلم خاضع و خاشعا ند. بر اساس اين تعريف هيچ انسان «موحّد» ى در پهنۀ گيتى وجود ندارد! حتى خود وهابيان نيز موحد نيستند.
تعريف مفسران:
1. صاحب تفسير «المنار» مىگويد: «عبادت نوعى خضوع است كه به حد اعلاى خود رسيده. اين خضوع، ناشى از احساسى است كه در برابر عظمت و قدرت معبود به قلب انسان دست مىد هد. عظمتى كه سرچشمۀ آن مشخص نيست و قدرتى كه فهم و خرد به كنه حقيقت آن راه نمىبرد.»
بدون شك اين تعريف جامع اطراف و مانع اغيار نيست. برخى از مصاديق عبادات داراى خضوع شديد نيستند و به حد اعلاى آن نمىرسند؛ مانند نماز مردم عادى و عوام. هر چند كه عملِ آنان عبادت است. به همين دليل مىگوييم اين تعريف جامع اطراف نيست.
چه بسا خضوع عاشق در برابر معشوقۀ خود و يا سرباز در برابر فرماندها ش شديدتر از خضوع بسيارى از مؤمنان در برابر پروردگار باشد. اما اين خضوع را نمىتوان عبادت شمرد؛ از اين رو، معتقديم اين تعريف مانع اغيار نيست.
2. شيخ الأزهر مىگويد: عبادت، خضوع نامحدود در برابر عظمت نامحدود است. 1
اين تعريف نيز همان اشكالات تعريف اول را دارد.
افزون بر اين تعاريف كه با واقعيت عبادت مطابقت ندارند، مىتوان به سجدۀ فرشتگان براى آدم اشاره كرد. اين سجده در نهايت خضوع و خشوع بوده؛ اما هيچ يك از اين فرشتهها، كمترين انحرافى از مرز توحيد نداشتها ند. از طرفى يعقوب و فرزندان او به يوسف سجده كردند، اما آنان نيز به پروردگارشان شرك نورزيدند. خداوند در قرآن كريم در اين باره مىگويد: وَخَرُّوا لَهُ سُجَّداً؛ 2«و همگى به خاطر او به سجده افتادند.»
بر اين اساس، عبادت بايد به شكلى منطقى تعريف شود و جامع افراد و مانع اغيار باشد. تا هر نوع بهانها ى از وهابيان سلب شود؛ زيرا آن ها هر نوع خشوع و خضوع يا هر دعايى را براى انبيا و اوليا به منزلۀ عبادت و پرستش آنان مىدانند. اگر هنگام زيارت حرمين شريفين؛ مكه و مدينه به سخنان وهابيان دقت كنيم، بيش از هر واژها ى، واژۀ «شرك» و «بدعت» را مىشنويم؛ گويا اين قوم جز شرك و بدعت چيزى در چنته ندارند!
تعريف صحيح عبادت:
دانستيم كه تعاريف ارائه شده براى اين مفهوم، جامع و مانع نيستند و شناخت قيدهاى موجود در آن براى تعريف عبادت ضرورى است؛ زيرا عبادت، خضوع محض نيست؛ بلكه خضوعى است كه