127از باورى ويژه سرچشمه گرفته است. اين موضوع همان ويژگى عبادت است كه آن را از احترام و بزرگداشت متمايز مىسازد. اكنون به تعدادى از اين قيدها اشاره مىكنيم:
1. عبادت يعنى خضوع ناشى از اعتقاد به الوهيت معبود
آنچه عبادت را از مفاهيم مشابه متمايز مىسازد، اعتقاد ويژه به خدايىِ معبود است؛ چه اين خدا، پروردگار عالميان باشد، چه خدايى ساختگى. هرچند از ديد كسانى كه آن را مىپرستند، خدايى واقعى است. اين تعريف، شامل هر نوع عبادت درست و نادرستى مىشود. عبادت انسان مؤمن، كاملاً آشكار است؛ زيرا خضوع او، از باورى عميق به خدايىِ آن معبود سرچشمه مىگيرد. نقطه مقابل اين عبادت، عبادتي است كه بت پرستان انجام ميدهند. بت پرست با اين تصور در برابر بتها خضوع مىكند كه آن ها خداياني كوچك هستند و خدايى بزرگتر آن ها را آفريده است. از اين رو، است كه در زمان دعوت پيامبرص به پرستش خداوند يكتا، مشركان انگشت حيرت به دهان گزيدند و گفتند:
أَجَعَلَ الْآلِهَةَ إِلهاً وَاحِداً إِنَّ هذَا لَشَيْءٌ عُجَابٌ.
1
«آيا او به جاى اينهمه خدايان، خداى واحدى قرار داده؟ ! اين براستى چيز عجيبى است!»
آيۀ زير به منزلۀ استدلالى براى اين قيد است و عبارت ِمَا لَكُمْ مِنْ إِلهٍ غَيْرُهُ در آن، عبادت را تنها مختص خداى يكتا مىد اند و تأكيد مىكند كه خدايى جز او نيست: يا قَوْمِ اعْبُدُوا الله مَا لَكُمْ مِنْ إِلهٍ غَيْرُهُ . 2
پيشتر ثابت كرديم كه واژۀ «اِلَه» از نظر معنايى با لفظ جلالۀ «الله» پا به پا مىآيد با اين تفاوت كه لفظ جلالۀ «الله» عَلَم است؛ اما واژۀ «اله» اسم جنس است. اين واژه، هم شامل خداى يكتا و هم شامل خدايان ساختگى مىشود، اما واژۀ «اله» تنها به دليل لزوم عقلى به معناى «معبود» شهره شده، نه به اين دليل كه معناى واقعى آن است. البته معنايى كه از واژۀ «اله» به ذهن متبادر مىشود، همان معنايى است كه از لفظ جلالۀ «الله» متبادر مىشود و تنها تفاوت آن ها در اسم جنس بودن «اله» و علم بودن «الله» است.
2. عبادت يعنى: خضوع براى چيزى به دليل پروردگار بودن آن
3
عبادت، عبارت است از خضوعى كه سرچشمۀ آن «پروردگار» بودنِ معبود است. پروردگارى كه مالك امور انسان است و تدبير و تربيت آن را به عهده دارد. اين دو ويژگى از ويژگىهاى پروردگار است؛ به عنوان مثال، مسئول امور خانه، كدخدا و پرورش دهندۀ اسب نيز مسئوليت تربيت و تدبير خانه، روستا و اسب خود را به عهده دارند.