125آشكار شدن حقيقت توحيد در عبادت، تحليل مختصرى دربارۀ اين موضوع خواهيم داشت:
بدون شك، توحيد در عبادت، از مراتب توحيد است. انسان موحد كسى است كه خداوند متعال را از نظر ذات، خلق، تدبير و عبادت، يكتا بداند؛ خدايى كه واحد است و نظير و رقيبى ندارد. هيچ خالق و مدبرى جز او نيست و پرستش مختص ذات اوست. هر كسى كه خداوند را در هريك از اين مراتب، يكتا نداند، موحد نيست چه رسد به اين كه مسلمان يا مؤمن باشد. توحيد در عبادت جايگاهى رفيع و بزرگ كسب كرده تا آنجا كه به علت غايى بعثت انبيا تبديل شده است. خداوند متعال مىفرمايد: 1
وَ لَقَدْ بَعَثْنَا فِي كُلِّ أُمَّةٍ رَسُولاً أَنِ اعْبُدُوا الله وَ اجْتَنِبُوا الطَّاغُوتَ.
2
«ما در هر امتى رسولى برانگيختيم كه: «خداى يكتا را بپرستيد؛ و از طاغوت اجتناب كنيد!» .
وَ مَا أَرْسَلْنَا مِنْ قَبْلِكَ مِنْ رَسُولٍ إِلاَّ نُوحِي إِلَيْهِ أَنَّهُ لاَ إِلهَ إِلاَّ أَنَا فَاعْبُدُونِ.
3
«ما پيش از تو هيچ پيامبرى را نفرستاديم مگر اينكه به او وحى كرديم كه: معبودى جز من نيست؛ پس تنها مرا پرستش كنيد» .
بر اين اساس هيچ بحثى در كبراى اين مسأله نيست. با استناد به آيه: «إِيَّاكَ نَعْبُدُ» 4بدون شك، پرستش مختص خداوند سبحان است. سخن گفتن در بارۀ تعريف منطقى عبادت، بايد جامع افراد و مانع اغيار باشد. اما متأسفانه اين افراد، حد و مرز عبادت را به گونها ى تعيين نكردها ند كه با امور ديگر اشتباه نشود. اكنون برخى از تعاريف «عبادت» در كتابهاى تفسير و فرهنگ لغت را ذكر خواهيم كرد:
تعريف زبان شناسان:
زبانشناسان عرب، تعاريف زير را از واژۀ «عبادت» ارائه كردها ند:
1. العبادة؛ «أصل العبودية الخضوع والتذلّل» ؛ 5«اصل عبادت خضوع و خاكسارى است.»
2. العبودية؛ «إظهار التذلّل، و العبادة أبلغ منها لأنّها غاية التذلّل» ؛ 6«عبوديت اظهار خاكسارى است. عبادت از عبوديت بليغتر است؛ زيرا عبادت، نهايت خاكسارى است.»
3. العبادة؛ «الطاعة» ؛ 7«عبادت به معناى طاعت است.»
با مراجعه به فرهنگ لغتهاى ديگر، معانى مشابهى را خواهيم ديد.
براى هيچ كس پوشيده نيست كه اگر عبادت به معناى خضوع و خاكسارى باشد، مصيبت و بلا بشر را فراخواهد گرفت؛ زيرا مردم به شكل عادى به يكديگر خضوع مىكنند. فرزند در برابر پدر و مادر،