105سياست به عنوان يك ركن اصلى و بنيادين در اين پديده نقش آفرينى مىكند. در اين راستا سازمانهاى بين المللى صهيونيستى و دستگاههاى امنيتى كشورهاى استكبارى از خصومتها و اختلافات مذهبى و همچنين آفاتى چون اتهام به كفر، بدعت و گمراهى، در طول تاريخ مسلمانان، نهايت سوء استفاده را كرده و از هر وسيله ا ى براى بزرگنمايى و دامن زدن به آن استفاده نمودها ند. افزون بر اين، اختلافات مسلمانان را با شيوههايى تحريك كننده در ماهواره ها و وسايل ارتباط جمعى بازتاب دادها ند.
همچنين اين دستگاههاى امنيتى براى رسيدن به اهداف مورد نظر خود، از انواع شيوههاى فريبكارانه و تحريك كننده - در چارچوب برنامها ى همه جانبه - استفاده مىكنند تا در ميان مسلمانان تفرقه ايجاد كنند، آتش درگيرىها را شعلهور نمايند، مسلمانان را با يكديگر مشغول و آنان را به جريانهاى متخاصم تبديل كنند.
مهمترين اهداف اين كشورها را مىتوان اينگونه بر شمرد:
1. سياهنمايى چهرۀ زيباى اسلام، كه در دهه هاى اخير، انگيزه و تمايل روشنفكران غربى را براى شناخت اصول و ارزشهاى والاى اسلام و گرويدن به آن، افزايش داده است.
2. گسترش هرج و مرج و ويرانى و از بين بردن انسجام اجتماعى در كشورهاى اسلامى به منظور هموارسازى مسير سلطه بر آن ها، چپاول ثروتها و به دست گرفتن سرنوشت آن ها.
3. تنگ كردن حلقۀ محاصرۀ مقاومت اسلامى، به ويژه مقاومت شيعى و فرسودن توان آن، كه در شكست رژيم اشغالگر و تروريست صهيونيستى در لبنان و فلسطين و همچنين شكست آمريكا در عراق، نقش بسزايى داشته است.
4. ايجاد امنيت براى رژيم اشغالگر صهيونيستى، تلاش براى تبديل آن به تنها قدرت نظامىِ منطقه با هدف تسلط اين رژيم بر منطقۀ خاورميانه، زمينه سازى براى تثبيت وجود اين رژيم و گسترش آن، حرمت شكنى مقدسات مسلمانان و تحقّق ديگر اهداف شوم اين رژيم اشغالگر.
آنچه گفتيم و بسيارى از دلايل ديگر، ما را به تبيين اصول و مبانى فكرى تكفيريان در پرتو قرآن و سنت واداشت، تا افكار عمومى جهان - به استثناى اين تندروهاى افراطى - بدانند كه اسلام ناب از انديشه و رفتار آن ها مبراست و با آن فاصلۀ بسيارى دارد.
اگر چه در جامعۀ اسلامى خاستگاههايى براى فساد نيز وجود دارد، اما گروههاى تكفيرى، خود