94زمين تفكر مى كنند 1و امير مؤمنان على عليهالسلام مى فرمايد: «خداوند انبيا را فرستاد تا گنجينههاى نهفته در خرد آدميان را برانگيزانند» ؛ 2
«يُثِيرُوا لَهُمْ دَفَائِنَ الْعُقُولِ» .
پس ديدگاه سلفيه دربارۀ عقل پذيرفته شده نيست؛ زيرا عقل را در عرض نقل؛ يعنى كتاب و سنت قرار داده آنگاه بحث مى كند كه آيا با بودن نقل نيازى به تفكر عقلى داريم يا خير. اين خود مغالطۀ آشكارى در رابطۀ عقل و نقل است.
3. روش شهودى و فطرى:
سلفيه روش شهودى عرفانى در معرفت مسائل فراطبيعى را نمى پذيرند اما معرفت فطرى را مى پذيرند؛ چنانكه ابن تيميه مى نويسد:
«أنّ فقر المخلوقات إلي الخالق ودلالتها عليه وشهادتها له، أمر فطرىّ فطر اللهُ عليه عباده كما فطرهم علي الإقرار به» .
3
«فقر مخلوقات به خالق و دلالت آنها بر خالق و شهادت آنها بر او [جلّ جلاله] امرى فطرى است كه خداوند بندگانش را بر اين فطرت مفطور ساخت؛ همانگونه كه اقرار به او [جلّ جلاله] را فطريشان قرار داد.»
برخى از نويسندگان سلفى، حديث
«مَا مِنْ مَوْلُودٍ إِلاَّ يُولَدُ عَلَي الْفِطْرَةِ فَأَبَوَاهُ يُهَوِّدَانِهِ وَ يُنَصِّرَانِهِ وَ يُمَجِّسَانِه» را كه از سخنان نبى گرامى اسلام است، دليل بر فطرى بودن توحيد و اسلام دانستهاند. 4
ابن تيميه و ابن قيم آن را به معناى اسلام دانسته و گفتهاند: هر مخلوقى بر ايمان خلق شده است. 5
شيخ حمد در تفسير حديث ياد شده از پيامبر گرامى صلى الله عليه وآله وسلم مى نويسد:
«كُلّ مولود يولد علي محبّته لفاطره، وإقراره له بربوبيّته، وادعائه له بالعبودية، فلو خُلِّى وعدمَ المعارض لم يعدل عن ذلك إلي غيره» ؛ 6«هر مولودى پديد آورندهاش را دوست مى د ارد و به ربوبيتِ آفريدگارش اقرار مى كند و اگر عوارض بيرونى مانع نشود، از آن عدول نمى كند و به ديگرى روى نمى آورد.»
پس، از نگاه محققان سلفى، يكى از منابع معرفت آدمى در الهيات، فطرت است، ليكن مشروط بر