106آنان مخالف باشد اجماع محقق نمى شود. 1عثمان بن على، يكى ديگر از علماى سلفيه مى نويسد: قيد اجتهاد اجماع عوام و كسانى را كه به درجه اجتهاد نرسيده اند خارج مى كند. 2علماى مذكور با قيود مذكور اجماع را حجت شرعى مى دانند و از كتاب و سنت و عقل براى اثبات آن دليل مى آورند. 3
دليل قرآنى اهل سنت براى اجماع آيات شريفۀ زير هستند:
الف: وَ مَنْ يُشاقِقِ الرَّسُولَ مِنْ بَعْدِ ما تَبَيَّنَ لَهُ الْهُدي وَ يَتَّبِعْ غَيْرَ سَبِيلِ الْمُؤْمِنِينَ نُوَلِّهِ ما تَوَلَّي وَ نُصْلِهِ جَهَنَّمَ وَ ساءَتْ مَصِيراً ؛ 4«هر كس پس از آنكه حق بر او آشكار شد، با پيامبر مخالفت كند و از راهى غير راه مؤمنان پيروى نمايد، او را به همان ولايتى كه خود خواسته وا مى گذاريم و به دوزخش مى فرستيم كه بد سرانجامى است.»
وجه استدلال اين است كه در اينجا سرپيچى از پيامبر و مخالفت با مؤمنان، نتيجهاش جهنم است؛ يعنى اگر اجماع مؤمنان به مسيرى رفتند كسى حق ندارد به مسيرى ديگر برود، پس اجماع حجت است. 5
ب: وَ كَذلِكَ جَعَلْناكُمْ أُمَّةً وَسَطاً لِتَكُونُوا شُهَداءَ عَلَي النَّاس. . . ؛ 6«اين چنين است كه شما را امت وسط قرار داديم تا گواهان بر مردم باشيد.»
صالح العثيمين در وجه استدلال اين آيه مى نويسد:
شُهَداءَ عَلَي النَّاس. . . شهادت بر اعمال مردم و احكام اعمالشان را دربر مى گيرد و شهيد قولش پذيرفته است. 7
دليل سنت:
العثيمين بر اساس روايتِ
«لاَ تَجْتَمِعُ أُمَّتِي عَلَي ضَلاَلَةٍ»
8
اجماع را از نگاه سنت اثبات مى كند و بر اين باور است كه گرچه در اين روايت اختلاف است و بعضى آن را حسن دانسته و بعضى تضعيف كردهاند اما وى متن آن را منطبق بر نص قرآنى دانسته و آن را مى پذيرد. 9
در نهايت مى نويسد: اجماع دليل مستقلى است و وقتى ديديم بر مسألهاى اجماع شده، آن مسأله بر اساس اين اجماع پذيرفتنى است. 10