101«يستند إلي سيرته وآياته وأخلاقه و اقواله وشريعته من حين ولد إلي أن بعث و من حيث بعث إلي أن مات» ؛ 1«به سيرت و آثار و نشانههاى برجاى مانده از پيامبر و اخلاق، گفتهها و شريعتش از زمان ولادت تا بعثتش و از زمان بعثت تا رحلتش استناد مى شود.»
ابن قيم شاگرد و مبلغ افكار ابن تيميه در حجيت سنت و رابطه سنت با قرآن مى نويسد:
«بر هر مسلمانى واجب است كه معتقد باشد در سنن صحيح پيامبرخدا سنتى نيست كه مخالف كتاب خدا باشد.» 2
ايشان رابطه كتاب و سنت را سه گونه ترسيم مى كند:
اول، مطابق چيزى است كه در كتاب خدا آمده است.
دوم، سنتى كه كتاب خدا را تفسير مى كند.
سوم، سنتى كه متضمن حكمى است كه كتاب خدا از آن ساكت است. 3
در ادامه در تأكيد بر عدم مخالفت سنت با قرآن مى نويسد:
«سنت صحيح چگونه مى تواند مخالف كتاب خدا باشد، در حالى كه پيامبرخدا مبيّن كلام خداست و عالمترين مردم به تأويل قرآن و مراد آن است.» 4
ابن قيم بر سنت صحيح تكيه مى كند اما آيا هرچه در كتب حديثى يا غير آن به پيامبرخدا صلى الله عليه وآله وسلم نسبت داده شده، مى توان به عنوان سنت صحيح پذيرفت يا حديث صحيح معيارى دارد كه بايد با آن معيارها به صحت حديث اطمينان پيدا كرد.
برخى حديثشناسان؛ مانند قرضاوى دو دسته از احاديث را مورد اعتماد دانستهاند: 1. حديث صحيح و آن حديثى است كه راويانش مشهور به عدالت و درستى ضبط حديث از اول تا آخر آن باشند؛ يعنى سلسله سند بدون انقطاع به پيامبر خدا صلى الله عليه وآله وسلم منتهى شود 2. حديث حسن، كه مانند صحيح است، جز اينكه درجۀ رواتش در حفظ و ضبط از صحيح كمتر است.
پس احاديث ضعيف را نمى توان پذيرفت و به پيامبرخدا صلى الله عليه وآله وسلم نسبت داد؛ 5يعنى احاديثى كه از حديث سند از ابتدا يا انتها يا در وسط منقطع است و يا با احاديث متواتر يا كتاب خدا متعارض است قابل پذيرش نيست.
مسأله ديگر، بحث در فهم حديث و اصول فهم آن است كه در بحث معناشناسى بايد بررسى شود.