100را كه به سنت تمسك مى جويند وارد بهشت مى كند.» و در جايگاه سنت و در ارتباط با كتاب خدا مى نويسد: سنت بعد از كتاب خدا قرار دارد 1و در جاى ديگر در اين باره مى نويسد: سنت قرآن را تفسير مى كند و دليل قرآن است. 2
ولى در نسبت سنت با عقل معتقد است كه سنت با عقلهاى آدميان تحصيل نمى شود تنها بايد پيرو سنت باشيم. 3
ب) حجيت سنت؛ اگر بپذيريم قول، فعل و تقرير پيامبر حجت است، آنگاه حجيت پيامبر هم از حيث معرفت و هم از حيث عمل پذيرفته مى شود.
دليل حجيت سنت:
يكى از دلايل حجيت سنت، فرمان خداى سبحان است كه مى فرمايد: مَا آتاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ مَا نَهاكُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا ؛ 4«آنچه از پيامبر خدا به شما رسيده، پس به آن تمسك جوييد و آنچه كه شما را از آن بازداشت باز ايستيد.»
شوكانى ذيل آيۀ شريفۀ فوق مى نويسد:
«فهذه الآية فيها الإيجاب علي العباد بالائتمار بما أمر به الرسول - صلّي الله عليه (و آله) وسلّم - والأخذ به، والانتهاء عما نهي عنه - صلّي الله عليه (و آله) وسلّم وتركه» ؛ «در اين آيه بر بندگان واجب شده است كه آنچه رسول خدا بدان امر كرده پذيرفته و به كار گيرند و آنچه رسول الله از آن نهى كرده باز ايستند و ترك نمايند.» 5
پس حجيت سنت پيامبر به اعتبار حجيت دادن خداست؛ اول، از آن جهت كه رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم را اسوه و پيشواى مؤمنان قرار داده است. دوم، از آن جهت كه اطاعت از رسول را موجب محبت خويش قرار داده است. سوم، از آن جهت كه امر نموده به اوامر پيامبر خدا تن داده و از نواهى او باز ايستيم.
- دليل ديگر، عصمت رسول الله است؛ چون آن حضرت معصوم است. پس پيروى از اوامر و نواهى او حركت در صراط مستقيم الهى است؛ چنانكه خداى سبحان او را بر صراط مستقيم دانسته و صحابه بر عصمت او اجماع كردهاند. پس همانگونه كه سنت پيامبر در نزد فقها حجت است از نظر اخلاقى و معرفتى نيز حجت است؛ يعنى قول پيامبر خودش برهان است.
مصطفى حلمى بر اساس ديدگاه ابن تيميه مى نويسد: