92قريب كاروانسرا بلكه به پهلويش، باغى و نهرى فرحت افزا بود و به طرف ديگر همين كاروانسرا بيرون باغ، حوض بزرگ بود، لكن سيد يوسف براى سركار عاليه و اتباعشان مكانى در آبادى شهر كرايه كردند. چهار تا اتاق داشت و صحنى كوچك، هر يكى به اتاقى مناسب حال خود جا گرفت. بيت الخلا نبوده، از خيمه درست كردند. شب سه شنبه كه باران باريد، در مكان محفوظ استراحت نموديم و اغذيۀ مرغوبه به رغبت خورديم و به راحت خوابيديم. لكن خيمهها بر طبق معمول در فرودگاه قافله زدند و عكّامها را با اسباب، در آن، جا دادند.
صبح روز سه شنبه صندوقها و خرجينها را وا نموده، اجناس و ملبوسات را كه ميان راه از آب بارانتر شده بود، آفتاب دادند و سيد يوسف كاغذى را از قبيل برات؛ يعنى هندوى كه از كربلا و نجف گرفته بود و آن را حواله مىگفتند، در جبل فروخته، صرف مصارف نمودند.
الحاصل، سه روز از ظهر دوشنبه تا ظهر پنجشنبه بر همين منوال گذشت. در بين اين سه روز حقير به فرودگاه قافله پيش خدمت جناب ميرزا آغا قزوينى - دامت بركاته - مىرفتم و رفع انقباض سفرى مىكردم و عند الضروره در حوض بزرگ كه مذكور شد، غسل مىكردم و رخت مىشستم و همچنين ديگر حجّاج در فرودگاه قافله، همه چيزها؛ از خوردنى، مثل گوشت برّه و گوسفند و تخم مرغ و روغن و مسكه و شير و خرما و پياز و كدو و هيمۀ سوختنى مىفروختند. همه چيزها خوب بود، خصوصاً خرماى حلوه كه قسمى اعلى از اقسام خرما است. دانههايش دو برابر خرماى هند. شيرۀ آن از جوف تجاوز نمود، بالاى پوست بيرونى مثل قوام شيرينى ورق كشيده، در عراق عرب با وجود كثرت اقسامش در آنجا مانند عشرينى و مُفتَّل و انگشت عروس و عنبرى و بيضة الحمام و دَگل و خليلى كه آن را ابراهيمى نيز مىگويند و خستاوى كه بهترين اقسام مىباشد، و بربن كه بعد خستاوى در خوبيّت و زاهدى كه بدتر از همه است؛ مثل آن خرماى حلوه خرماى ديگر در هيچ جا ديده نشد، امّا همه چيزها گران بود؛ چنانچه سركار عاليه يك برّه گوسفند به سه قران و نيم خريدند، و عند التحقيق معلوم شد كه عمله سلطان جبل بابت يك جفت كجاوه، سى و پنج ليره مىگيرند، و تا اين وقت سيزده هزار مجيدى گرفتهاند. 1
زائر ديگرى كه در سال 1316ق. / 1898 از جبل عبور كرده است، در باره اين شهر مىنويسد: