157سلف صالح؛ يعنى صحابه، تابعين و اتباع تابعين استوار است؛ زيرا كه از نگاه سلفىها:
اولاً: اسلام در آن سه نسل داراى خلوص بود؛ زيرا آنان اسلام را يا به طور مستقيم از پيامبر دريافت كردند يا با يك واسطه و در نهايت با دو واسطه.
ثانياً: مدعى هستند كه آن سه دوره، بر اساس حديث نبوى، بهترين دورۀ حيات اسلام بوده است. پس شايسته است پسينيان از پيشينيانِ صالح پيروى كنند تا بر مسير هدايت گام بردارند.
اما اين ادعاها از جهاتى قابل نقد است:
- اگر سه دورۀ اول اسلام بهترين دوران است، ملاك برترى آن دورهها چيست؟
- سلف صالح چه كسانى هستند و پيروى از سلف صالح به چه معناست؟
- آيا اهل سنت منحصر در سلفيه است و بقيه گروههايى كه در تاريخ اسلام شكل گرفتهاند و برخى از آنها هنوز هم در جهان اسلام پيروان زيادى دارند، اهل بدعتاند؟ !
* * *
ملاك برترى سه دورۀ اول اسلام چيست؟
اگر ملاك خير بودن سه دورۀ اول اسلام را به وجود پيامبر عظيمالشأن اسلام و خاندان عصمت و طهارت و مؤمنان، مجاهدان و صالحان پيرو پيامبر و امامان هدايت؛ يعنى اميرمؤمنان و فرزندانش بدانيم سخن درستى است، اما بايد توجه داشت كه منافقين و مريضالقلبها و شايعهسازان دروغگو 1و قاسطين و مارقين و ناكثين هم متعلق به همين دوره هستند. همۀ آنها لباس اسلام بر تن داشتند و همه مدعى مسلمانى و دفاع از اسلام بودند.
سيدمحمد كثيرى كه از ناقدان سلفيه است، مىنويسد:
«مقصود از خيريت كه حديث «خير القرون. . .» بر فرض صحتش بيان كرده، چيست؟ آيا مراد منزلت خاصى است براى كسانى از صحابه كه با پيامبر زندگى كردهاند و كسانى از تابعين كه بعد از آنها آمدند، تا اينكه نظرات آنان مورد توجه قرار گيرد و دليلى بر تبعيت از گفتار و رفتارشان باشد؟ در حالى كه گروهها و جريانهاى زير هم معاصر با پيامبر (ص) بودند:
- ناكثين؛ پيمانشكنان، كه تحمل عدل على برايشان ناگوار بود و در مقابل آن حضرت صفآرايى كردند.
- قاسطين؛ معاويه و پيروانش، كه بر اساس روايت نبوى، فئۀ باغيه (و گروهى سركش)