158هستند كه در مقابل حكومت امير مؤمنان (ع) ايستادند و جامعۀ اسلامى را دو شقه كردند.
- مارقين؛ همان خوارج نهروان، كه بر اثر جهالت، آن امام عدالت را متهم به ارتكاب گناه كبيره و در نهايت او را تكفير و حكم كشتن را صادر كردند. برخى از آنان منافق و فاسق بودند و برخى در همان زمانِ پيامبر از خط اسلام بيرون رفتند و بعضى بعد از پيامبر منحرف و مرتد شدند. عدهاى بر پيامبر دروغ مىبستند و بر ضدّ آن حضرت شايعه ميساختند و. . .» . 1
ايشان در ادامه مىنويسد:
«پس مراد از صحابه و تابعين، بايد كسانى باشند كه در دينشان (اسلام) ثابت و استوار ماندند و تا آخر عمر، در روش فكرى و عملى زندگيشان دگرگونى حاصل نشد.» 2
اما اينكه چه كسانى مشخصاً مصداق اين عنوان هستند بحث ديگرى است.
* * *
سلف صالح چه كسانى هستند و پيروى از آنها به چه معناست؟
در مصداقِ «سلف صالح» ، ميان محققّان سلفيه اتفاق نظر وجود ندارد؛ برخى آن را محدود به سه نسل اول اسلام بر اساس حديث «خير القرون» مىدانند 3و برخى صاحبان صحيحين و سنن يعنى مؤلفان صحاح سته 4را جزو سلف به شمار آوردهاند. برخى ديگر علاوه بر آنها، پيشوايان چهارگانۀ فقهى اهل سنت؛ يعنى ابوحنيفه، مالك بن انس، محمد بن ادريس شافعى و احمد بن حنبل را نيز اضافه كردهاند. 5و برخى علاوه بر اينها، بربهارى، ابن خزيمه، ابن بطه، ابن تيميه، ابن قيم و محمد بن عبدالوهاب و شاگردان آنها را جزو سلف صالح شمردهاند. 6
نقدهايى كه بر اين تعيين مصداق وارد است، عبارتاند از:
اولاً: در تعريف صحابى؛ يعنى صحابى حضرت رسول (ص) چه كسى محل اختلاف است، همينطور در تعريف تابعين و تابع تابعين.
ثانياً: در اين تعيين مصداقها، نامى از فرزندان پيامبرخدا (ص) كه مصداق آيۀ شريفه «اهل البيت» هستند؛ بهويژه در ميان تابعين و اتباع تابعين، مانند امام باقر، امام صادق، امام كاظم و امام رضا: و. . . كه به گواهى تاريخ اعلم الناس، افضل الناس و اتقى الناس در ميان صحابه، تابعين و اتباع تابعين بودهاند، نامى برده نشد!