94
آسمان نيلى
به مناجات و عبادت مشغول
اشك در ديده و غمها به دل و بار گناهان بردوش
همه در گريه و در راز و نياز
جامهاى ضدّغرور، همه برتن دارند
همه در حريم و حرم كعبه ى عشق
همگى در «سعى» اند
يا كه در حال طواف،
گرد اين خانه كه از روز نخست
بهر «مردم» شده در مكّه بنا
وطن مشتركى چون مكّه
نتوان يافت به هيچ آيينى
امتيازات نكوهيده در اين شهر و حريم
به مساوات، مبدّل گشته است
اين مراسم كه در اين خانه به پاست
رمزى از شوكت و از تقويت آيين است
جلوهاى از دين است
حاجى اينجا همه «او» مىبيند
نام او مىشنود، فيض او مىطلبد
با شعار «لبّيك»
پاسخ دعوت «او» مىگويد
غرق در جذبهى پرشور خداست
قطرهاى از درياست
و. . . «خسى در ميقات» (محدثى، 1386:38)
عنوان اينشعر يادآور سفرنامه حج جلالآلاحمد استكه خود را خسى درميقات عشق خدا ديد.