156وابسته و نيازمند به غير خودش باشد، در حالىكه ثابت شد او واجب الوجود و مستغنى از غير است. 1معتزله و اشاعره و حكما نيز در اين مسأله متفقالقول هستند؛ حكما به دليل وجوب وجود و معتزله به دليل نفى صفات زائد بر ذات و اشاعره هم به دليل نفى تشبيه و مثليت با مخلوقات. چنانكه شهرستانى مىنويسد: مذهب اهل حق اين است كه خداى سبحان شبيه مخلوقاتش نيست. . . پس بارى سبحانه، نه جوهر است و نه جسم و نه عرض و نه در مكان است و نه در زمان. . .» 2
خامساً: در كلمات پيامبرخدا (ص) و اصحاب و تابعين و تابعين تابعينى كه به واقع سلف صالح هستند، سخن در مكانمندى خدا نيست؛ چنانكه شهرستانى به نقل از امير مؤمنان، على (ع) كه سلفيه او را از خلفاى اربعه و اصحاب عشرۀ مبشّره مىدانند، مىنويسد:
«فَإِنَّ الذِي أيَّنَ الأَينَ لاَ يُقَالُ لَهُ أينَ» ؛ «كسى كه مكان را مكان قرار داد نمىتوان به او گفت داراى مكان است.» 3
البته در نهج البلاغه در مواضع متعدد نفى مكانمندى از خدا شده است؛ از جمله مىفرمايد:
«مَنْ قَالَ أَيْنَ فَقَدْ حَيَّزَهُ» ؛ «كسى كه بگويد خدا كجاست، او خدا را جاگير و محدود به مكان كرده است.» 4مفيد در ارشاد نيز از آن حضرت نقل مى كند كه فرمود: «خدا مكان را مكان نموده است. پس او را مكانى نيست و او برتر از آن است كه مكان او را محدود نمايد و او در همه جا هست بدون اينكه مماس به جايى باشد.» 5
سلفيه به پيامبر (ص) نسبت مىدهند كه فرمود: خداوند در آسمان است و حال آنكه رواياتى به خلاف آن داريم، مجلسى روايت مىكندكه مردى يهودى خدمت آن حضرت رسيد و پرسيد: خدا كجاست؟ فرمود: «هو فى كلّ مكان ولايوصف بمكان و لايزول بل لم يزل بلا مكان و لايزال» ؛ «او در همه جا هست و او توصيف به مكان نمىشود و اين وصف از او هيچگاه زايل نمىگردد، بلكه پيوسته بدون مكان بوده و خواهد بود.» 6
در روايتى آمده است كه به حضرت امام كاظم (ع) گفته شد: گروهى گمان مىكنند خداى تعالى به آسمان دنيا فرود مىآيد! حضرت فرمودند: خداى تعالى فرود نمىآيد و نيازى به فرود آمدن ندارد؛ چرا كه منظر او نسبت به دور و نزديك يكسان است. 7
همچنين از امام على بن موسى الرضا (ع) سؤال شد: «أين الله» فرمودند:
«الأين مكان. . .