119در سه روايت به شرح ماجرا ميپردازد:
در يكى از آنها برترى مقام حسين نسبت به امام موسى بن جعفر (ع) به چشم ميخورد! 1و در روايت ديگرى عكس اين مطلب است كه از قول حسين بن على و يحيى بن عبدالله مينويسد: بعد از مشورت با موسى بن جعفر، آن حضرت به ما دستور داد كه خروج كنيد. 2در روايت سوم باز هم صحبت از پيشگويى نتيجۀ قيام است كه اين بار از طرف امام موسى بن جعفر (ع) صورت گرفته است كه: «تو كشته ميشوى، پس ضربات شمشيرت را محكم فرود آر. اينها قومى هستند كه تظاهر به ايمان ميكنند و نفاق و شرك خود را پنهان ميدادند. از خداييم و به سوى او بر ميگردبم و نزد خداى عز وجل.» 3او همچنين روايت كرده است: چون سپاه سرهاى شهداى فخ را به نزد عباسبن محمد وموسيبن عيسى آوردهاند، با آن تعدادى از علويان آنجا بودند، تنها موسيبن جعفر (ع) بود كه با ديدن سر حسين فرمود: «از خداييم به سوى او برميگرديم. به خدا سوگند حسين از دنيا رفت در حالى كه مسلمان و نيكو كار و روزه دار و آمر به معروف و ناهى از منكر بود «در اهل بيتش كسى همانند او نبود.» 4احمد بن سهل در اين باره فقط يك روايت آورده است: «پسر عموهايم! در جهاد با آنها كوشا باشيد، من هم در خون آنها با شما شريكم. آنان گروه فاسقى هستند كه كفرشان را پنهان ميكنند و تظاهر به ايمان ميكنند.» 5چنين به نظر ميرسد كه ابوالفرج با نقل اين روايات ميخواهد نقش امام را در اين واقعه بسيار پررنگ نشان دهد و يا حداقل موافقت امام را در اين باره برساند. اما ابن سهل در اين باره تنها به يك واقعيت اشاره ميكند و آن اصل مشورت است.
با آنكه نص بيعت را هر دو مؤلف به روايت از ارطاة 6بن حبيب نقل كردهاند، اما در روايت ابوالفرج علاوه بر جا به جايى جملات وتكرار برخى از آن، عبارت
«أَدْعُوكُمْ إِلَى الرِّضَا مِنْ آلِ مُحَمَّدٍ (ص)»
7
اضافه شده است كه بنا به دلايل زير نميتواند در اصل متن بيعت وجود داشته باشد:
1. اين شعار در دعوت بنيهاشم عليه بنى اميه مطرح شد كه استفاده از آن، هم براى