101
نتوان گفتن حديث خوبان آسان
آسان آسان حديث ايشان نتوان
47
ابوالفتوح نوشته است: «مردى بود او را حسين بن عك مىگفتند. مردى مالدار بود. به مكه رفت و مجاور بنشست و پشت بر خان و مال و املاك و اسباب كرد و سالها آنجا بماند. سالى همشهريان او در حج بودند، به او گفتند: تو هيچ آرزويى ندارى تا به سر املاك و اسباب خود آيى؟ آهى برآورد و گفت: چه اميد باز آمدن است دنيا گشتهاى را كه او را رمقى مانده بُوَد. آن گه اين بيت را خواند:
حبّ المحبّ من الحبيب بعلمه
إنّ ال--محبّ ببابه مطروح
«گفت: عاشق را همان بس كه معشوقش بداند كه او بر در سراى وى كشته افتاده است!»48
ششم؛ پرهيزگارى متقرّبانه
«حج» سير و سلوك روحى براى رسيدن به مقام قرب الهى و نزديكى به ساحت ربوبى است. اين تقرّب حاصل نمىشود؛ مگر با تقوا و پارسايى الهىگونه. مقامات عرفانى بىشمار است و راههاى طى طريق روحى فراوان؛ اما اطمينانبخشترين و رسانندهترين آنها «پرهيزگارى» است. براى تقوا مراتب و درجاتى است و لفظ «تقوا» مشترك بين آن معانى باشد. پس در هر موقعى كه تقوا گفته مىشود، موقعيت آن مورد، قرينه بر مراد مىشود و چون در آيۀ 197 «بقره» در موقع حج و عبادات واقع گرديده، شايد اشاره باشد به درجۀ عالى و آخرين مراتب تقوا كه مقصود، توجّه كامل به حق است:
( وَ تَزَوَّدُوا فَإِنَّ خَيْرَ الزَّادِ التَّقْوى وَ اتَّقُونِ يا أُولِي الأَلْبابِ ) . ( وَ اتَّقُونِ ) ؛ يعنى در اعمال و اهداف و مراد شما، فقط من و بندگى من - كه خداى شما هستم - باشد و به هيچ وجه حظّ نفسانى در نظر نباشد.
آنگاه اين را به همۀ اعمال و مناسك حج - و همۀ اعمال زندگى - سرايت داده و بيان كرده كه آنچه انسان را به خدا نزديك مىكند، فقط تقواست؛ حتّى در قربانى و ريختن خون حيوان در روز عيد. پس مىفرمايد: ( لَنْ يَنالَ اللهَ لُحُومُها وَ لا دِماؤُها ) .49 غرض الهى از امر به قربانى، گوشت و خون آنها نيست. اين جمله در بارۀ بسيارى از حجّاج است كه از آنها شنيده مىشود اين چندين هزار گوسفند. . . چه فايدهاى دارد كه در بيابان منا كشته شود و متعفّن گردد و از بين برود! خداوند مىفرمايد: غرض گوشت و خون نيست. ( لَكِنْ يَنالُهُ التَّقْوى مِنْكُم ) كه بايد امر الهى را اطاعت كنيد و تا قربانى نكنيد از احرام خارج نمىشويد. از اين مقدار مال صرف نظر كنيد، حكم اوامر الهى را خود مىداند. حتّى اگر امر رسيد از جانب خدا و رسول و امام كه بايد فرزند خود را ذبح كنى يا خود را سر ببرى يا دور بيندازى يا از كليۀ اموالت خارج شوى، اطاعت واجب است و حقّ سؤال ندارى؟50
اين آيه ساحت پروردگار را تنزيه مىنمايد؛ از اينكه گوشت و يا ريزش خون قربانى مورد نياز ساحت اوست؛ زيرا منزّه از عوارض و نيازهاست! بلكه غرض از تشريع قربانى در منا آن است كه مسلمانان بدين وسيله نيروى تقوا و خلوص در عبوديت خود را آشكار سازند و از شعار بتپرستى تبرّى نموده و به پروردگار تقرّب جويند و هنگام ذبح، به منظور نقض آيين بتپرستى، نام پروردگار را بر آن بخوانند.51