98فكر مىكنم جاى چنين چيزى واقعاً خالى است؛ چرا كه ما اجازه مىدهيم و صبر مىكنيم فرزندانمان تمام دوران طلايى فراگيرىِ بهينه را بگذرانند و بعد يك دفعه با يك برش عرضى او را با چيزى مواجه مىكنيم كه اصلاً چيزى در بارۀ آن نمىداند، طبيعى استكه كار خيلى سختى براى يك جوان است و از همه مهمتر، كار براى دست اندركاران حج هم - كه دغدعۀ سازندگى افراد جامعه و ايجاد تحوّل در زائران را دارند - دشوار و يا شايد غيرممكن مىشود.
بنابراين، از آنجا كه تحوّل، يك پروسه است و در همه يك دفعه انجام نمىشود، معتقدم به اين موضوع به عنوان يك راه كار، توجه جدّى شود.
* دكتراحمد مسعود از دانشگاه علوم پزشكى تهران: . . . يكى مردِ جنگى، به از صد هزار
هركس بر اساس سلايق خودش مطالبى را بيان كرد ولى بالأخره بنده نفهميدم كه مشكل چيست. من از حاج آقا مىپرسم كه اصلاً مشكل چيست تا بتوان دربارۀ آن نظر داد؟ !
اينكه شما مىفرماييد ما مىخواهيم زائر تحوّل پيدا كند، همۀ اينها كلى گويى است و روشنگر نيست. به نظر مىرسد پيش از هركارى، ببينيد آيا مديران قوى داريد يا اينكه از آن دسته از مديرانى هستند كه با توصيه در اين جايگاه قرار گرفتهاند كه اگر اينطور باشد مشكل شما را زياد مىكند و هرچه هم اينجا بگوييم و ايشان بنويسند طبعاً عملى نخواهد شد، حتى اگر بهترين نظرها و ايدهها مطرح شود.
سالهاى سال است كه دانشجو اينجا مىآيد، آيا فرقى كرده است؟
مثلاً دانشجويى پيش من آمد، گفتم: هنگام نماز است، برويم نماز جماعت، باورتان مىشود كه از من پرسيد: آقاى دكتر چگونه وضو مىگيرند! و يا دانشجوى ديگرى آمد و از من پرسيد: نماز را چگونه مىخوانند! دندانپزشك سال پنجم نماز خواندن بلد نيست! حالا ما مىخواهيم چنين فردى را متحوّل كنيم.
در مورد مسائل ديگر هم ما دچار چنين اشتباهاتى مىشويم؛ مثلاً ايراد بزرگى كه ما معمولاً به كنكور پزشكى مىگيريم اين است كه عدهاى را از هرجاى ايران؛ از روستاى فلان و از شهر فلان مىآورند و يك امتحانى هم مىگيرند، بعد مىگويند كسىكه نمره بيشتر آورد پزشك مىشود و كسىكه كمتر آورد دندانپزشك مىشود و ديگرى كه كمتر از او آورده، داروساز و. . . بدون آنكه بدانيم اين آقايىكه انتخاب شده (و نمره آورده) لياقت دكتر شدن دارد يا ندارد.
همين مسأله در بارۀ دانشجويانى هم كه بدون ضابطه به اينجا آورده مىشوند صدق مىكند. آيا در اين باره از دانشجو سؤالى مىكنيم؟ البته كه نمىپرسيم، فقط به او وام مىدهيم و برايش تسهيلات ايجاد مىكنيم تا به اين سرزمين بيايد به اميد اينكه متحوّل شود.
دانشجويى به اين سفر آمده بود وآن زمان بازار ابوسفيان تخريب نشده بود، رفت آنجا براى خريد؛ چون ارزانتر از همه جا بود. بعد كم كم مركز تجارى «باوارث» را پيدا كرد، از آنجا هم خريد كرد و چمدانش را پركرد و رفت، بدون آنكه متحوّل شده باشد.
حالا من نمىگويم كه همۀ دانشجوها اينگونه هستند، اما بدون برنامهريزى راه به جايى نخواهيم برد؛ لذا من معتقدم به جاى 20 هزار، 2 هزار دانشجو به عمره اعزام كنيد؛ چون فكر مىكنم «يكى مرد جنگى به از صد هزار.»
* دكتر بطحايى رييس دانشگاه خواجه نصير طوسى: خلاء در دانشگاه ها است نه بعثه
مدتها است اين پرسش اساسى برايم مطرح بوده كه: دعا تا چه اندازه مىتواند در خلاّقيت افراد تأثيرگذار باشد؟ لذا همين مسأله را در خصوص تأثير اعتكاف روى جوانان بهويژه دانشجويان مشاهده كردم و متوجّه شدمكه اگرچه به چيزهاى ديگرى مثل هوش ذاتى، تغذيه، خواب و حتى استنشاق هواى خوب بستگى دارد، اما دعا هم در شكوفايى خلاقيتِ افراد از جايگاه بسيار مهمى برخوردار است، لذا در رابطه با عمره و حج مطمئن هستم كه بعثه تحقيقات زيادى كرده و تجربيات خوبى به دست آورده است.
بنابراين، ما نبايد در اظهار نظرهاى خود به دنبال چيزهاى ديگر؛ از جمله حذف و محروم كردن بخشى از قشر عظيم و تأثير گذار جامعۀ خود - كه همان قشر دانشجو باشد - برآييم؛ يعنى اكثريت را به پاى استثناها قربانى كنيم.
اينگونه نيست كه دانشجوها بدون انگيزه آمده باشند. فقط ميزان آن در نزد هركسى مقدارى بالا پايين دارد. اين تجربهاى است كه در مدت 32 سال معلمى در عرصۀ تعليم و تربيت وحدود 7 سال مديريت دانشگاه به دست آوردهام و معتقدم همين اندازه كه باعث آمدن حتى جوانانى با مختصاتى كه آقاى دكتر مسعود بر آن ها تاكيد كردند، 10درصد مسأله حلّ است و مطمئن باشيد 20 الى 25 درصد هم در حين سفر با برنامههاى خوب و متنوّعى كه توسط بعثه تدارك ديده شده، چنين تحوّلى را به دست خواهد آورد.
لذا اصل بحث ما روى اين 65 درصد باقى مانده است كه انصافاً بايد پذيرفت بعثه به تنهايى امكان بدوش كشيدن اين همه بار را نخواهد داشت و طبعاً نياز به عزم عمومى دانشگاهها، رييسان دانشگاهها و اساتيد و همچنين خود دانشجويان دارد.