97دوستان نكاتى را مطرح كردند كه در جاى خود قابل استفاده است ليكن به نظر مىرسد مقدارى مفعولى است تا فاعلى؛ چرا كه همهاش در كسوت بايدها و نبايدها بود، در حالىكه بايد ابتدا ريشه را يافت و بيمارى را از ريشه درمان كرد و الا اگر فكر مىكنيم مىتوانيم موضوع را همينجا و در اين 12 روز حل كنيم، امرى غير ممكن خواهد بود.
به نظر من، بايد اين پرسش را به قبل از اعزام دانشگاهيان به اين سفر ارجاع دهيم و موضوع را از آنجا بررسىِ كارشناسانه كرده و درمان را هم از همانجا آغاز كنيم.
با توجه به اينكه حدود 14 سال است درخدمت ستاد عمرۀ دانشجويى بودم، چند پيشنهاد كاربردى دارم:
1. براى ساماندهى اينگونه اعزامها، راه اندازىِ يك تشكل به نام «هيأت امناى اساتيد عمرۀ دانشگاهى» كه در آن، نمايندگانى از سوى دانشگاهها، دفترمقام معظم رهبرى، بعثه و ستاد عمرۀ دانشگاهى و نماينده از جانب دانشجويان حضور فعال داشته باشند.
وظيفۀ اصلى اين هيأت امنا، ساماندهى اساتيد اعزامى، با توجه به رشتههاى تخصّصىشان و همچنين با توجه به خاستگاه هيأت خواهد بود تا هر استادى كه قرار است به اين سفر تشرف پيدا كند از قبل آمادگى كامل و مطالعههاى لازمه را داشته باشد.
2. فهرست عمرۀ دانشجويىِ هر دوره، بايد از 3 ماه قبل از عزيمت بسته شود تا بتوان كارهاى مربوط به برنامههاى پيش از سفر را براى آن ها انجام داد.
نتيجۀ قصور در اينگونه مسائل، باعث مىشود دانشجويى به اين سفر بيايد كه اصلاً حوصلۀ نشستن در جلسات را ندارد، چون به خيال خودش، آمده است كه 12 روز شوخى كند و بگويد و بخندد و به تعبيرى خوش باشد! لذا به نظر من بيش از 80 درصد آنها در اين جلسات حضور واقعى ندارند.
اما اگر از 3 ماه قبل ليست بسته شود، اين امكان پيش خواهد آمد كه روى دانشجويان گزينش شده، كار اساسى صورت گيرد.
3. به نظر مىرسد چاپ و توزيع هزاران كتاب در بارۀ اين سفر و توزيع آن ميان دانشجويان قبل از سفر، كاركاملاً عبث و بيهوده و هدردادن بيت المال يا پول همين دانشجويان است؛ زيرا كسى آنها را نمىخواند، لذا بنده فكر مىكنم راه كاملا اشتباه است.
پس اگر به جاى اين كارها، چند استاد برجسته را استخدام كنيد و در 3 ماه قبل از اعزام دانشجو به اين سفر، كلاسهايى را برايشان تدارك ببينيد، خواهيد ديد كه نتيجۀ خوبى خواهيد گرفت و خلاصۀ كلام اينكه اگر طرح هيأت امنايى كردن اينگونه اعزام ها - كه در ابتداى عرايضم گفتم - اجرايى شود، تمام اين موارد در آنجا مورد بررسى كارشناسى نخبگان قرارخواهد گرفت.
* سليمى نمين، استاد دانشگاه: متأسفانه جريانى براى طرح دو بارۀ فقه مخالف انديشۀ امام در تلاش است.
نكتۀ اصلىكه مىخواهم اينجا بيانكنم، چيز ديگرى است و برخلاف نظرآقاى كولىوند معتقدم باورِ ايشان در بارۀ بى حوصلگى اكثريت دانشجويان براى شركت در جلسات، درست نيست؛ زيرا خروجى و ما حصل اينگونه سفرها نشان مىدهد كه بى تأثير هم نبوده، شايد ماندگار نبوده ولى اينطور هم نبودهكه اكثريت دانشجويان براى بگو و بخند تن به اين سفرداده باشند يا دست كم در پايان سفر حال و هوايىكه در هنگام وداع و جدايى از اين سرزمين، به آنها دست مىدهد، چيز ديگرى را مىگويد.
آنچه در اينجا بايد تأكيد و به آن اشاره كنم و در واقع انتقادى نسبت به آن داشته باشم، انفعالى عملكردن مجموعه در برابركسانى استكه هنوز از لحاظ فقهىدر نقطه مقابل حضرت امام1 هستند.
بركسى پوشيده نيست كه در گذشته دو نوع فقه داشتيم كه علمدار يكى امام بود و ديگرى فقهىكه برخى ديگربه دنبال آن بودند كه نه تنها نقشى درتحوّلات سياسى ما نداشتند بلكه گاهى مشكل هم ايجاد كردهاند؛ لذا بنده گاهى شاهد بودم كه در مسائل شكلى در برابركسانى در موضع انفعال قرار مىگيريمكه درگذشته در برابر امام بوده و هنوز هم در برابر انديشۀ امام صفآرايى مىكنند.
بهطورىكه ديده مىشود در همين سرزمين و در چنين مكانىكه زائر مىخواهد اعمال خود را به درستى انجام دهد، متاسفانه دستهايى مشاهده مىشود كه مبلّغ انديشۀ مسموم ضدّ امام است، لذا فكر مىكنم مديريت محترم بعثه نسبت به اين امر مهم توجه ويژهاى داشته باشند.
نكتۀ پايانى بنده مربوط به آگاهى دادن به زائران اين سرزمين؛ بهويژه دانشجويان و اساتيد، اين است كه دركنار بررسى عبرتهاى تاريخىِ اين سرزمين، توجهى هم به شناساندن سيستم حكومتى و ادارۀ اين كشور براى آگاهى بيشتر دانشجويان و اساتيد كرده و دورههاى عربستان شناسى در حد كلان هم راه اندازى شود كه براى فرهيختگان دانشگاهى مفيد خواهد بود.
* خانم دكترفردوسى از دانشگاه شهيد بهشتى: مثلث بعثه، آموزش وپرورش و آموزش عالى راه بيندازيم.
صحبتهاى خوبى شد و همانطور كه بر روى تحوّلات روانى اين سفر تأكيد شد، بنده هم به همين معتقدم اما با اين تفاوت كه تأكيد دارم نبايد اجازه دهيم يك فرد به سن بالاى 20 سال برسد و تازه بخواهيم چنين تحوّلى را در او ايجاد كنيم؛ چون كار بسيار شاقى است و هزينۀ زيادى هم در بر دارد؛ لذا پيشنهاد مىكنم يك مثلث ارتباطى ميان بعثه، آموزش و پرورش و دانشگاه ايجاد شود و به جدّ روى اين مسأله كار شود، به هرشكل ممكن.