122منطقيها به طور معمول به شغلهايى تمايل دارند كه بيشتر جنبۀ تحليلى و تفكر دارد، در حالى كه عاطفيها گرايش به شغلهايى دارند كه به نوعى با مسائل احساسى و عاطفى سروكار دارد.
9. احساسيها نوعاً آسيبپذيرتر هستند.
انسان احساسى، زود رنج و پرتوقّع است. با اندك بيتوجهى احساساتش جريهدار ميشود. اما منطقى با نا ملايمات برخورد منطقى ميكند و كمتر آشفته ميشود. البته اگر هم از كسى رنجيد ديرتر فراموش ميكند، بهعكس عاطفى، كه گاهى با يك معذرت خواهى، گذشته را به فراموشى ميسپارد.
د) «داورى كننده» يا «ملاحظه كننده» :
آخرين بخش از بحث شخصيت شناسى، مربوط به نگرش انسان به نوع زندگى است؛ يعنى انسان دوست دارد چگونه زندگى كند و چگونه برنامۀ سفرش را سامان دهد و. . . در اينجا با دو گروه «داورى كنندگان» و «ملاحظه كنندگان» روبهرو هستيم. البته چنين نيست كه هميشه داورى كردن به معناى «ادراكى بودن» باشد. ملاحظه كنندگى نيز به اين معناست كه شخص داراى روحيۀ باز وپذيرنده است. اما داورى كننده، نقطه مقابل شخص ملاحظه كننده است.
برخى از ويژگيهاى «داورى كننده» و «ملاحظه كننده» :
1. داورى كنندهها، بهزمان توجه دارند وتقريباً هميشه سر وقت در محل قرار حاضرند. در حالى كه ملاحظهگرها بيشتر دير ميكنند؛ به عبارت ديگر، داورى كنندهها و ملاحظهگرها در بارۀ زمان دو برداشت جداگانه دارند. داورى كنندهها فعاليتهايشان را براساس 15 دقيقه، 30 دقيقه و60 دقيقه برنامه ريزى ميكنند و از آنجاكه آنها بهثمره ونتيجه بسيار توجه دارند، زمان برايشان ابزار بسيار مهم و وقت براى آنها گرانبها وكالاى محدودى است؛ لذا با آن برخورد انديشمندانه و سود جويانه ميكنند. اين افراد بهطور معمول از جلساتيكه بهرۀ علمى و معنوى چندانى ندارد (و با داستان و مداحى وخواب ويا احياناً جوك پر ميشود) ميانۀ خوبى ندارند.
اما براى ملاحظهگرها، زمان قابل تجديد وتكثير دائمى است. آنها با خوشحالى در بارۀ امور مختلف ميگويند: «وقت برايش پيدا ميكنيم» . داورى كنندهها در مجموع وقت شناستر از ملاحظه گرها هستند؛ البته اين بدان معنا نيست كه ملاحظهگرها به وظايف خود بيتوجه هستند؛ اما آنها بسيار راحت وقت را فراموش ميكنند و موضوع از دستشان خارج ميشود.
2. داوريكنندهها منظمتر و سازمان يافتهتر هستند و يا دست كم در مقايسه با ملاحظهگرها، از