118ادبيات، لحن و صدا، جرّ و مدّ (كشيدن و طولانى كردن) خطابى و. . . و يا ضعف اين موارد اشاره مىكنند، اما آدم شمى، با شنيدن سخنرانى شما، علاوه بر توجه به محتوا، به مقايسه مى پردازد؛ مثلاً مىگويد: يادش به خير مثل شهيد دكتر بهشتى سخن ميگويد. مرا به ياد ايشان انداخت. سخنانش گزيده و پر محتوا است يا به عكس. . .
بنابراين، نگاه شخص حسّى با شمّى نسبت به يك سخنرانى، بسيار متفاوت است. شمّيها به جاى آنكه به آنچه هست توجه كنند، بلافاصله به پيوند و رابطه و مقايسه مى پردازند و رابطه و تداعى خود را به آن نشان ميدهند. اين افراد معمولاً از هر سخنرانى راضى نيستند، بلكه از سخنرانى كسى راضى هستند كه آن رابطه را كه در ذهن دارد تأمين نمايد و مناسب آن الگوى ذهنى خويش باشد.
شيوهايكه شميها خلاقيت خويش را ابراز ميكنند با شكليكه حسيها خلاّقيتشان را نشان مىدهند، متفاوت است. حسيها معمولاً مورد استفادهاى براى چيزيكه قبلاً كشف شده است، پيدا ميكنند. لذا علاقۀ عجيبى به آمار و ارقام دارند. يكى از دلايل علاقۀ حسيها به ارقام و آمار اين است كه ميخواهند از آن بهطور دقيق استفاده كنند.
در ميان گروههاى شخصيتى، دو گرايش حسّى و شمّى، بيشترين تفاوت را در اشخاص ايجاد مى كنند؛ زيرا اين دو خصوصيت، روى چشم انداز كلى اشخاص تأثير ميگذارند. معمولاً حسّيها به امور جارى و عادى دلبستگى بيشترى دارند، اما شميها به آنچه جديد و متفاوت است، ميانديشند و اغلب به نظريهها، مفاهيم وفرضيهها علاقمند هستند.
2. حسيها و شميها، در جلسۀ درس بيشتر به موضوعات درسى متفاوتى علاقمند هستند.
شميها بيشتر به بحثهاى نظرى و استدلالى علاقه دارندكه از جملۀ آنها است: فلسفه، كلام، بحثهاى اعتقادى استدلالى و علل الشرايع و. . . اما حسيها بيشتر به موضوعات ملموس ميپردازند كه كاربردى وتجربى باشد، مانند: شناخت مسجدالحرام، مناسك و احكام و. . .
3. سبك وطرز ارتباط.
حسيها به شكل سادهترى ارتباط برقرار ميكنند؛ در حاليكه شميها به طرز پيچيدهترى حرف ميزنند.
حسيها هم به واقعيتها و مشخصهها نظر دارند و هم مرتب ومنظم حرف ميزنند. از حرف اول شروع ميكنند و به حرف آخر ميرسند. جملات حسيها كوتاه و در عين حال بسيار دقيق است، ليكن جملات شميها بلند و طولانى و در بسيارى از مواقع نا تمام است. از آنجاكه شميها، جملات ديگران