32به هر حال، كافران قريش مانع ورود مسلمانان به مكه شدند و اين كار آنان از روى تعصب وغرور و خود خواهى بود و در مقابل خشونت و تعصب شديد آنان، خداوند سكينه و قارى بر پيامبر و يارانش فرو فرستاد كه آرامش قلبى يافتند و از خشم كفار نهراسيدند و با اطمينان وآرامش برخورد كردند، بىآن كه جهالت و نادانى، آنان را برانگيزد. تقوا با آنان همراه شد و آنان سزاوار چنين تقوايى بودند؛ زيرا استعداد و قابليت دريافت اين موهبت الهى را داشتند و اين در اثر عمل صالحى بود كه انجام داده بودند.40
آنگاه كه چهل تا پنجاه نفر از مردان قريش دستور يافتند پيرامون لشكر اسلام نفوذ كرده، از اصحاب پيامبر كسى را دستگير كنند و مسلمانان همۀ آنان را دستگير نمودند و نزد پيامبر آوردند، با آن كه به طرف سپاه اسلام تير اندازى و سنگ پرانى كرده بودند رسول خدا آنان را بخشيد و آزاد كرد و اين آرامش و وقار موجب شد كه مسلمانان هيچگونه اعتراضى از خود بروز ندهند.41
حكم جاهليت
( أَ فَحُكْمَ الْجاهِلِيَّةِ يَبْغُونَ وَ مَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللهِ حُكْماً لِقَوْمٍ يُوقِنُونَ ) .42
«آيا حكم جاهليت را مىجويند براى مردمانى كه اهل يقيناند، چه حكمى از حكم خدا بهتر است؟»
براى روشن شدن معناى «حكم جاهيت» ، بايد به دو آيۀ پيش از اين توجه و دقت شود كه عبارتاند از:
الف: ( وَ أَنْزَلْنا إِلَيْكَ الْكِتابَ بِالْحَقِّ مُصَدِّقاً لِما بَيْنَ يَدَيْهِ مِنَ الْكِتابِ وَ مُهَيْمِناً عَلَيْهِ فَاحْكُمْ بَيْنَهُمْ بِما أَنْزَلَ اللهُ وَ لا تَتَّبِعْ أَهْواءَهُمْ عَمَّا جاءَكَ مِنَ الْحَقِّ. . .) . 43
«و اين كتاب [قرآن] را به حق بر تو نازل كرديم، در حالى كه كتب پيشين را تصديق مىكند، و حافظ و نگاهبان آنهاست. پس بر طبق احكامى كه خدا نازل كرده، در ميان آنها حكم كن! از هوا و هوسهاى آنان پيروى نكن! و از احكام الهى، روى مگردان! . . .»
ب: ( وَ أَنِ احْكُمْ بَيْنَهُمْ بِما أَنْزَلَ اللهُ وَ لا تَتَّبِعْ أَهْواءَهُمْ وَ احْذَرْهُمْ. . . )44
«و در ميان آنها [اهل كتاب]، طبق آنچه خداوند نازل كرده، داورى كن! و از هوسهاى آنان پيروى مكن! و از آنها بر حذر باش. . .»
بعد از اينكه خداوند در دو آيۀ پى در پى تأكيد مىكند بر طبق آن چه نازل شد، حكم كند و فرمان و دستور حكم خداوند اجرا شود، مىفرمايد «فَإِنْ تَوَلَّوْا. . .» ؛ «اگر مردم رو گردان شدند و حكم خدا را نپذيرند. . .» زيرا احكام و شرايع نازل شده از جناب پروردگار حق است و احكام ديگر، جز حكم جاهليت و برخاسته از هواى نفس چيز ديگرى نيست و آنان كه از حكم حق رو گرداناند، با اين كار خود چه مىخواهند؟ ! حكم جاهليت مىخواهند؟ درحالى كه هيچ كس نيكوتر از خدا حكمى ندارد.45
بنابراين، در احكام، هميشه امر دايراست بين سلب و ايجاب. اگر حكم نازل از جانب خداوند است، حق است. پس حكم مقابل آن، كه از جانب حق نيست، برخاسته از هوا و خواهش نفسانى است و لذا در تفسير اين آيه از امام صادق (ع) نقل شده كه فرمود:
قاضيان چهار دستهاند: سه دسته در آتش و يكى در بهشت:
مردى كه دانسته حكم به ستم مىكند، در آتش است.
مردى كه ندانسته حكم به ستم مىكند، در آتش است.
مردى كه ندانسته حكم به حق مىكند، در آتش است.
مردى كه دانسته حكم به حق مىكند، در بهشت است.