99سليمان بن عبد الله بن محمد ابن عبد الوهاب نجدى، نوۀ ابن عبد الوهاب گرديد. اين نامهها كه در اصل بررسى انتقادى مبانى انديشۀ وهابى بهحساب ميآمد، يك قرن بعد از نگارش، تحت عنوان «التوضيح عن توحيد الخلاق فى جواب أهل العراق» در قاهره به چاپ رسيد. 1
على رغم حضور مخالفان وهابيت در عراق با پيشينۀ دراز، نگرش ضدّ وهابيت را نميتوان وجه غالب و مورد اتفاق تمام علماى عراق شمرد. شواهد و مدارك حاكى از آن است كه تحت حمايتهاى بى دريغ وهابيون از يكى از شيوخ موروثى قبيلۀ عبيد؛ يعنى عبدالله بيگ الشاوى، آموزههاى اين جريان بهطور گسترده در عراق گسترش يافت. به دنبال اين اقدامات، در دهۀ 1740 دولت مملوك، هراسان از تأثيرات عميق تبليغات وهابى، علماى عراق را به مقابله و پاسخگويى به شبهات اين بدعت بزرگ فرا خواند. برخى پذيرفتند و گروهى استقبال نكردند. گمان ميرود دستۀ دوم در خفا به انديشههاى دعوت وهابى ايمان آورده بودند. 2
از سوى ديگر، پيوندى محكم و ناگسستنى كه ميان شيخ على السُوَيدى سلفى مسلك و مملوك پاشا سليمان كوچك (حك- 1807 - 1810) برقرار بود، مانع از گسترش وهابيت شد.
پاشا، تحت تأثير مشاورتهاى سُويدى دستور داد مبلغ ثابت و عادلانهاى بهجاى صدقاتى كه در حكومتهاى پيشين با قهر و زور دريافت ميشد، به مأموران مذهبى پرداخت شود و تنها ماليات شرعى از مردم بگيرند. 3
بههرحال، كشف تفاوتها و اختلافات ميان «سلفيه» و «وهابيت» به دليل اشتراك مبانى نظرى، امر بسيار دشوارى است. در حقيقت بايد به تمام اين مسائل، ملاحظات سياسى را نيز افزود كه پيوسته آب را گل آلود ميكرد. به ديگر سخن، تهديد وهابيت براى جهان اسلام توسّط مورخان وابسته به مماليك به شكل جدى مطرح ميشد و در بهترين وضعيت، تفاوتهاى بنيادين و نظرى ميان اين دو مكتب فكرى - سلفيه و وهابيت - چنان نبود كه به اختلاف و گسست سياسى ميان متحدين هم مسلك تبديل شود.
با اين حال، در فضاى نا امن و بى ثبات قرون 18 و 19 عربستان، عراق و حاشيۀ خليج فارس، وهابيت به قدرتى قابل ملاحظه تبديل شده بود. بهخصوص پس از آنكه محمد بن عبدالوهاب رسالۀ نخست خود را بهآن بخش از نواحى كه: آنها را بهدليل تأثير گرفتن از آموزههاى منحرف صوفى و فرايض مذهبى نادرست و باطل، كافر و مشرك خوانده بود، پى گرفت. اهميت سياسى دعوت موحّدون وهابى براى پاشاى بصره و بغداد و قبايل قدرتمند شيعى عربستان شرقى، كمتر از اهميت مذهبى آن نبود؛ چرا كه وهابيها با سلاح عقيده و ايمان حملات خود را به سوى مرزهاى ايشان آغاز كرده بودند.
شرح اين مجادلات از سوى مؤلف ناشناس كتاب «لمع الشهاب فى سيرۀ محمد بن عبد الوهاب» كه اثرى ضدّ وهابى است و به نظر ميرسد به دست وقايع نگارى از اهالى احسا، در شرق عربستان به رشتۀ تحرير در آمده، تبيين شده است. طبق آنچه نگارندۀ كتاب ياد شده نقل ميكند، مخالفان وهابيت نه تنها آنرا بدعتى تازه در اسلام ميدانستند، بلكه غايت و هدف اصلى را نه اصلاحگرى در تعاليم اسلامى، كه ابراز و اجراى آيين جديدى، جدا از اسلام شمرده بودند. 4علاوه بر اين، او ادعا ميكند كه ابن عبدالوهاب دين جديدى را پديد آورده و قصد هدايت گمراهان را دارد
تاريخ نگار رسمى مماليك در عراق نيز گرايشهاى همسانى را برگزيده است.