75الجندل نصب كرده بودند.
براى قبيلههاى حمير و همدان «نسر» در صنعا نصب شده بود. براى كنانه «سواع» و براى غطفان «غزّى» و براى هند و بجيله و خثم «ذوالخصله» و براى طى «فلس» كه در حبس نصب شده بود، و براى ربيعه و أياد «ذوالكعبات» در سنداد عراق، و براى ثقيف «لات» كه در طائف نصب شده بود، و براى اوس و خزرج «منات» كه در فدك در كنار دريا نصب شده بود و براى دوس بتى بود كه آن را «ذوالكفين» مىگفتند و بنى بكر بن كنانه را بتى به نام «سعد» بود و قومى از عذره بتى به نام «شمس» داشتند و أزدن را بتى بود به نام «رِئام» .
پس عرب هرگاه مىخواستند به زيارت كعبه بروند، افراد هرقبيله نزد بت خود مىايستادند و نزد آن نيايش مىكردند، سپس تا ورودى مكه تلبيه مىگفتند و تلبيههاى ايشان مختلف بود. 1اعراب قبل از اسلام، هنگام طواف «
لَبّيْكَ يَا لاَت» ، «
لَبّيْكَ يَا مَنَات» و. . . مىگفتند. در اسلام، آن عبارت به اين شكل تغيير يافت: «
لَبّيْكَ اللهُمَّ لَبّيْكَ. . .» .
تلبيه در اسلام، زارى و عجز و لابه به درگاه خداى واحد و بانگى خيره كننده بر ضدّ هر نوع شرك جلى و خفى است. بنابراين، براى غير خداى سبحان ظهورى نميماند تا كسى بدو پناه برد و قدرتى براى غير خداى سبحان نيست تا كسى به آن چنگ زند، بلكه در آن جا ولايت مطلقه از آن خداوند است.
حج با لبيك ويژۀ خود، چه كوتاه و آهسته و چه بلند و آشكار، طرد كنندۀ هر جاهليتى است كه بوده و هست و درهم شكنندۀ هر بت جاهلى است كه تراشيده مىشود و كوبندۀ هرگونه باطل قديم وجديد است. بنابراين، حج شفابخش دلها از بيماريهاى شرك آلود؛ همچون ريا و هوا و بخل و خودپسندى است. 2
در تلبيۀ اسلام، روح توحيد و يكتاپرستى حاكم است كه مسلمانان پس از احرام آن را اعلام مىكنند و هر نوع شرك و دوگانگى را طرد مىسازند و در واقع نوعى برائت و تبرّى جستن است از هر چه غير خدا است:
«لَبَّيْكَ اللَّهُمَّ لَبَّيْكَ، لَبَّيْكَ لاَ شَرِيكَ لَكَ لَبَّيْكَ، إِنَّ الْحَمْدَ وَ النِّعْمَةَ لَكَ وَ الْمُلْكَ، لاَ شَرِيكَ لَكَ» .
4. طواف در عصر جاهليت:
در دوران جاهليت، مردم پيرامون كعبه طواف مىكردند اما عبادت آنها سوت كشيدن و كف زدن بود. قرآن مىفرمايد:
(وَ مَا كانَ صَلاتُهُمْ عِنْدَ الْبَيْتِ إِلاَّ مُكاءً وَ تَصْدِيَةً فَذُوقُوا الْعَذابَ بِما كُنْتُمْ تَكْفُرُونَ) . 3
«و اگر به نماز خود اظهار نظر كنند، نمازشان جز سوت كشيدن و كف زدن گرد بيت (خانه) نباشد، پس (به كيفر اين كردار ناپسند) بچشيد عذاب و شكنجه را به آنچه انكار مىكرديد.»
اگر در كنار كعبه به زمزمه و نماز بايستند، سوت مىكشند. اگر تكبير بگويند، كف مىزنند؛ زيرا تكبير و زمزمه شرك آلود بيان انسانى نيست بلكه صفير و سوت است.
نيايش درحين طواف، مكاء و تصديه بود؛ مكاء به معناى صيفركشيدن و سوت