73نيست؛ همانطوركه قبل ميقات نيز احرام جايز نيست مگر با نذر.
پيامبر خدا (ص) براى مناطق مختلف، ميقاتهايى را وضع و تعيين كرد، با اين كه مردم بعضى از مناطق هنوز مسلمان نشده بودند و يا بنا به فرمايش امام صادق (ع) هنوز شهرهاى رسمى و معروف عراق به وجود نيامده بود؛
«فَإِنَّهُ وَقَّتَ لأَهْلِ الْعِرَاقِ وَ لَمْ يَكُنْ يَو ْمَئِذٍ عِرَاقٌ
» . 1
«إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ (ص) وَقَّتَ لأَهْلِ الْمَدِينَةِ ذَا الْحُلَيْفَةِ، وَ وَقَّتَ لأَهْلِ الْمَغْرِبِ الْجُحْفَةَ، وَ هِيَ عِنْدَنَا مَكْتُوبَةٌ مَهْيَعَةُ، وَ وَقَّتَ لأَهْلِ الْيَمَنِ يَلَمْلَمَ، وَ وَقَّتَ لأَهْلِ الطَّائِفِ قَرْنَ الْمَنَازِلِ وَ وَقَّتَ لأَهْلِ نَجْدٍ الْعَقِيقَ وَ مَا أَنْجَدَتْ» . 2
ميقات احرام براى كسانى قرار داده شد كه قصد ورود به حرم را دارند تا كرامت حرم كه به وسيلۀ مسجد الحرام حاصل شده و آن كرامت نيز به وسيله كعبه پديد آمده، حفظ شود؛ زيرا احرام در ميقات براى ورود به حرم، مانند نماز تحيت مسجد است كه براى حفظ كرامت مسجد قرار داده شده، با اين تفاوت كه تحيت مسجد مستحب است، ولى احرام واجب. 3
2. لباس احرام در عصر جاهليت
در دوران جاهليت، طواف با لباسى خاص انجام ميشد و آن، از سوى اهالى مكه تأمين مىگرديد. آلوسى احرام را از عادات عرب مىشمارد. 4
در دورۀ جاهليت مردم مىپنداشتند طواف خانۀ خدا بايد در لباسى باشد كه پاك است و از قريش گرفته ميشود! بنابر اين، اگر قريش به كسى لباس احرام نميداد، او ناگزير بايد برهنه طواف ميكرد. 5
عقيدهاى برآن بود كه لباس احرام بايد لباس «حُمس» باشد. بت پرستان قريش پس از آنكه زعامت كعبه و رياست مكه را از چنگ خزاعه و يمنىها درآوردند، خود همهكاره شده، كم كم با ايجاد بدعتها و جعل احكام، براى خود امتيازاتى قائل شدند؛ از جمله گفتند: ما از نسل اسماعيل و اهل حرم و نگهبانان و متولّيان كعبه و ساكنان مكه هستيم. هيچ يك از قبايل عرب مقام و منزلت ما را ندارند. پس بايد اعمال و مناسك حج ما با ديگران تفاوت داشته باشد؛ از جمله تفاوتها اين بودكه بايد لباس «احرام» مخصوص باشد كه بعدها به لباس حُمس شهرت يافت. (حُمس، به ضمّ حا و سكون ميم، جمع احمس است؛ به معناى شدت، تفاخر و شجاعت) . اگركسى آن لباس خاص را نداشت و با لباسهاى ديگرى طواف مىكرد، بايد به طور حتم پس از پايان طواف آن لباسها را دور مىانداخت، نه خود از آن استفاده مىكرد و نه ديگران. كه به ثياب لَقَى معروف شد. اگر كسى لباس حمس نداشت يا نميتوانست تهيه كند و يا نميخواست از لباس خود صرف نظر كند، بايد برهنه طواف مىكرد.
قبايل مختلف عرب، براى اينكه آنها نيز از طبقۀ ممتاز باشند و با بقيۀ مردم فرق كنند، به عناوين مختلف سعى ميكردند خود را «اهل حرم» جا بزنند، يا فاميل وهمپيوند قريش محسوب كنند. بالأخره با گذشت چند سال، اكثر قبايل بت پرستكه برخى از مناسك حج را آميخته با بتپرستى انجام مىدادند، «حمس» به شمار ميآمدند. به دنبال همين ماجرا است كه اكثر افراد مرد و زن چون لباس مخصوص حمس نداشتند و از سويى نميخواستند لباسهاى خود را به دور بيندازند و نيز طبع پرهوس زنان و مردان جوان كه مايل بودند پيكر