71
اْلأُولي وَ. . .) 1
و كلمۀ «تبرج» به معناى ظاهر شدن در برابر مردم است، همان طور كه برج قلعه براى همه هويدا است. 2
اين واژه اگر دربارۀ زنان استفاده شود، به معناى خويشتن آرايى و ظاهر كردن زيبايىها و محاسنى است كه بايد بپوشانند.
د) تأكيد بر خواستههاى نابجا، تعصب دربارۀ آگاهيهاى ناچيز و جانبدارى بىدليل از اعتقادات و انديشهها؛ (إِذْ جَعَلَ الَّذينَ كَفَرُوا في قُلُوبِهِمُ الْحَمِيَّةَ حَمِيَّةَ الْجاهِلِيَّةِ. . .) . 3
به يقين، جهالت ريشۀ تمام انحرافات در تاريخ بوده است.
از مصاديق جهالت، تقليد كوركورانه است كه نقش مهمى در انحراف مناسك حج و دين ابراهيم (ع) داشته است.
2. مسافرانى كه از مكه بر ميگشتند
بنابر نقل كلبى، يكى ديگر از عوامل مهم كه موجب انحراف از دين و مناسك حج ابراهيمى شد، اين بود كه هر مسافرى وقتى از شهر مكه خارج مىشد، سنگى از سنگهاى حرم را همراه خود مىبرد و هرجا كه توقف مىكرد، آن را بر زمين مىنهاد و همانند طواف كعبه، برگرد آن طواف ميكرد؛ اين عمل به دليل اعتقاد آنان به كعبه و حرم بود. آنان كعبه را محترم مىشمردند و آيين حج و عمره را به جا مىآوردند. پس از آن، رفته رفته اين عملِ آنان، تبديل به پرستش شد و آنها آيين سابق خود را فراموش كردند و دين ابراهيم و اسماعيل (ع) را دگرگون ساخته، بت پرست شدند. 4
3. علماى سلف
تنزيهيكه علماى سلف براى خدا قائل شدند، سبب انحراف ايشان از دين توحيدى گرديد. آنها خدا را از هر چيزى منزّه مىشمردند و به مردم نيز مىآموختند. وقتى ديدند مردم قائل به تعطيل شدند، براى آنها بتهايى ساخته، به پرده پوشاندند و با سجود خود، در مقابل آنها تعظيم كردند تا به واسطۀ آنها از خدايى كه بر آنها غايب است ياد كنند. 5
4. احترام به بزرگانى كه از دنيا مى رفتند
عامل ديگرى كه سبب انحراف از دين و پيدايش بت پرستى شد، احترامى بود كه براى بزرگان از اموات قائل مىشدند. وقتى يكى از آنان مىمرد، اقوامش به ياد وى مجسمهاى ميساختند ويادش را گرامى مىداشتند و نسل آنها، پس از سالها گمان مىكردند كه اينها خدايان آنها هستند. 6
5. امتيازخواهيها ى طايفهاى
اختلافات و امتيازخواهى قبيلهاى در ميان اعراب، سهم بزرگى در ترويج پيدايش